اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٧ - ٣- نظريه مرحوم آخوند
وحدت و تعدّد قصد مكلّف قرار داده و فرموده است: «مكلّفى كه بهجاى عتق يك رقبه، در آنِ واحد ده رقبه را آزاد مىكند، اگر هدفش تعدّد امتثال باشد، ما هم امتثال را متعدّد مىدانيم ولى اگر هدفش اين باشد كه مجموع آنها را امتثال واحدى قرار دهد، ما هم طبق نيّت او امتثال را واحد قرار مىدهيم». [١] بررسى كلام مرحوم آخوند: اين كلام مرحوم آخوند، اگرچه تفصيل است و يك طرف آن با حرف ما تطبيق مىكند ولى درعينحال از لحاظ معيار و ملاك، ضعيفتر از حرف مرحوم بروجردى است، زيرا حرف مرحوم بروجردى اگرچه مورد قبول ما نبود ولى فىنفسه كلام جالبى بود كه وقتى يك فرد، تمام الطبيعه و تمام الماهيه است، پس ده فرد، ده تا تمام الماهيه است، ده انسان و ده عتق رقبه است و در اينجا ممكن است انسان بگويد: «چون به حسب واقع، ده عتق رقبه تحقّق پيدا كرده است، پس امتثالات هم متعدّد است». اما اينكه گفته شود: «ما كارى به خارج نداريم بلكه بايد ببينيم مكلّف، اين ده فرد را به چه
[١]- اين تفصيل را مرحوم بروجردى به مرحوم آخوند نسبت داده است. و گويا ايشان اين مطلب را از درس مرحوم آخوند استفاده كرده است زيرا از آنچه مرحوم آخوند در كفايه در مورد افراد عَرْضيه فرموده است، همان كلام امام خمينى رحمه الله استفاده مىشود. مرحوم آخوند در كفايه مىفرمايد: «فيكون ايجاد الطبيعة في ضمن الأفراد نحواً من الامتثال كإيجادها في ضمن فرد واحد». ايشان مىفرمايد: يك نوع امتثال، عبارت از ده فرد است و يك نوع امتثال، عبارت از يك فرد است. ظاهر اين عبارت، همان چيزى است كه حضرت امام خمينى رحمه الله فرموده است و الّا لازم بود تصريح كند كه «إيجاد الطبيعة في ضمن الأفراد امتثالات لا نحو من الامتثال كإيجادها في ضمن فرد واحد». البته حرف مرحوم آخوند، صراحت در حرف مرحوم امام خمينى ندارد ولى ظاهرش اين است كه اگر وحدت و تكثّر، روى وحدت و تعدّد امتثال اثر مىگذاشت بايد تصريح شود. ايجاد طبيعت در ضمن افراد، با ايجاد طبيعت در ضمن فرد واحد يك چنين مغايرتى دارد كه اگر در ضمن فرد واحد شد، يك امتثال است امّا اگر در ضمن افراد متعدّد بود چند امتثال است. رجوع شود به: كفاية الاصول، ج ١، ص ١٢١، نهاية الاصول، ج ١، ص ١٢٤