اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٠ - كلام امام خمينى رحمه الله
مشاهده مىكنم. يعنى من بههيچوجه راضى نيستم به اينكه صفحه وجود را خالى از اين اعاده ببينم. [١]
كلام امام خمينى رحمه الله
از كلام امام بزرگوار رحمه الله استفاده مىشود كه اينگونه تعبيرات، معمولًا در مقام تشويق بهكارمىروند. يعنى ضمن اينكه بعث و تحريك است تشويق خاصّى هم مىباشد، مثل اينكه انسان در مورد فرزندش تعبير مىكند: «فرزند من قرآن مىخواند»، اگر اين تعبير در مقام اخبار و حكايت باشد، از بحث ما خارج است و اگر مىخواهد با اين تعبير بگويد: «فرزند من آنقدر تكامل پيدا كرده و با مزاياى قرائت قرآن آشنا شده كه قرآن مىخواند». يعنى مىخواهد ضمن اينكه او را الزام به قرآن خواندن مىكند، تشويق هم بنمايد. گويا مىخواهد بگويد: فرزند من، نياز به گفتن من ندارد، او در ارتباط با قرائت قرآن آنقدر كامل شده كه لازمه كمالش، عبارت از قرائت قرآن است. در تعبيرات خود ما هم گاهى اينطور است. انسان گاهى براى تشويق فرزندش به درس خواندن، به او مستقيماً نمىگويد: «درس بخوان»، بلكه مىگويد:
«فرزند من درس مىخواند» يعنى او آنقدر آگاهى دارد كه ضرورت درس خواندن را دريافته است [٢]. در اينجا احتمال ديگرى به ذهن مىرسد كه نياز به تتبّع دارد و آن اين است كه جمله خبريّه در مقام انشاء، وقتى بهكارمىرود كه سؤالكننده با اساس حكم آشنايى دارد و ضوابط و اصول را مىداند بهطورى كه اگر خودش دقّت بيشترى كرده و تمام ابعاد و جوانب را بررسى مىكرد، حكم را متوجّه مىشد ولى عدم دقّت و عدم بررسى ابعاد مسئله، سبب شده كه جواب سؤال براى او مجهول بماند و ناچار شود از امام عليه السلام
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٠٥
[٢]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٢٥٧، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٤٥ و ١٤٦