اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢ - نظريه مرحوم بروجردى
ما وقتى به عرف مراجعه مىكنيم مىبينيم درنظر عرف، حقيقت امر با حقيقت تقاضا و التماس و دعا فرق دارد و عرف اين دو را متغاير مىبيند. امر، داراى معنا و مفهوم خاصى است و التماس و تقاضا، مفهوم ديگرى است. اين مقدّمه، مقدّمه خوبى است و ما هم از اين مقدّمه استفاده كرديم و گفتيم:
جايى كه پدر، چيزى را بهصورت التماس يا تقاضا از فرزندش بخواهد، عرف نمىگويد:
«إنّه أمر وَلَدُه بكذا»، بلكه مىگويد: «التمس من ولدِه كذا» و يا مىگويد: «او از فرزندش فلان چيز را تقاضا كرد». سپس مرحوم بروجردى مىفرمايد: طلبهايى كه از متكلّم صادر مىشود بر دو قسم است: ١- گاهى متكلّم مىخواهد به نفس طلبى كه از او صادر مىشود، در مأمور، ايجاد تحريك كند. بدون اينكه قول يا فعلى در كنار هيئت افعل وجود داشته باشد. مىخواهد با نفس «اضْرِبْ»، مأمور را تحريك كند به اينكه ضرب را در خارج ايجاد كند. ٢- گاهى متكلّم مىبيند «هيئت افْعَلْ»، به تنهايى نمىتواند ايجاد تحرك در مأمور كند بلكه بايد به دنبال آن چيزى چون التماس، گريه و دعا نيز باشد. فقيرى كه به غنى مىگويد: «به من پول بده»، مجرّد اين حرف در او ايجاد انبعاث نمىكند، بلكه بايد در كنار آن، مطالبى را ضميمه كند، مثل اينكه بگويد: من فقيرم، خدا والدين شما را رحمت كند و .... مرحوم بروجردى مىفرمايد: ما به قسم اول از طلب، امر مىگوييم ولى به قسم دوم، امر را اطلاق نمىكنيم. در قسم اوّل- كه امر است- فرقى ميان عالى و سافل نيست و در قسم دوم هم- كه امر نيست- فرقى بين عالى و سافل وجود ندارد. گاهى پدر چيزى از فرزند مىخواهد ولى در كنار هيئت افْعَلْ، دعا و تشويق و امثال اينها را ضميمه مىكند. گاهى هم مىخواهد با نفس هيئت افْعَلْ به مرادش برسد. اين صورت دوم، امر است اگرچه از سافل باشد، ولى سافل حقّ ندارد به اين صورت امر كند. امّا در جايى كه چيزى در كنار