اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٦ - دليل سوم جبريّه
علم، عالم و معلوم. اكنون بحث را در ارتباط با اراده ادامه مىدهيم و مىگوييم: تمام مطالبى را كه در مورد دو صفت نفسانى علم و حبّ بيان كرديم، در مورد اراده هم جريان دارد: ترديدى نيست كه اراده هم يك صفت نفسانى واقعى و از اوصاف ذات الاضافه است، يعنى شما نمىتوانيد بگوييد: «من اراده كردهام ولى مرادى ندارم» زيرا اراده، بدون ارتباط به مراد، تصوّر نمىشود. مثلًا در مورد كسى كه تصميم گرفته به زيارت امام رضا عليه السلام برود، با سه عنوان مواجه هستيم: ١- مريد، ٢- اراده كه قائم به ذات و نفس مريد است، ٣- مراد، كه همان زيارت است. و از نظر واقعيت و حقيقت مطلب، عنوان چهارمى نداريم كه كسى بتواند سؤال كند: «آيا همانطور كه زيارت حضرت، مراد شما بوده، نفس اراده شما هم- كه يك صفت نفسانى است- متعلّق اراده شما بوده يا نه؟». همانطوركه در باب علم و حبّ، بيان كرديم، وجهى براى سؤال مذكور نيست، زيرا عنوان چهارمى نداريم كه در پاسخ آن بيان كنيم. نتيجه: از نظر فلسفى و جنبه واقع بينى امر، در مورد اراده با سه عنوان مريد، مراد و اراده مواجه هستيم و كسى نمىتواند سؤال كند: «آيا به اراده شما هم، ارادهاى تعلّق گرفته يا نه؟» [١] بررسى جواب سوم: تحقيق مرحوم صدر المتألهين، تحقيق خوبى است و ايشان تقريباً شصت درصد از جواب جبريّه را بيان كرده است ولى فرمايش ايشان، كامل نيست، زيرا ممكن است جبريّه بگويند: نمىتوان پرسيد كه «آيا اراده هم، متعلّق اراده قرار گرفته يا نه؟» ولى
[١]- الحكمة المتعالية، ج ٦، ص ٣٨٨