اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٨ - دليل سوم جبريّه
سؤال: آيا تصوّر، ارتباطى به انسان دارد؟ جواب: مسلّماً تصور، مربوط به انسان است و با عمل انسان، عنوان متصوِّر و متصوَّر، تحقق پيدا مىكند. تصوّر، فعلى نيست كه خارج از دايره نفس باشد. سؤال: ترديدى نيست كه تصوّر هم مانند حركت دست، اختيارى است، ولى آيا ملاك اختيارى بودن تصوّر چيست؟ آيا همانطور كه اختياريت حركت دست، به اين است كه مسبوق به اراده باشد، اختياريّت تصوّر هم به اين است كه مسبوق به اراده باشد؟ هنگامى كه كسى اراده مىكند كه دستش حركت كند، چندين مقدّمه بايد محقّق شود، مانند تصوّر مراد، تصديق به فايده، ميل، هيجان، عزم و شوق مؤكّد. آيا در باب تصور هم ابتدا بايد تصوّر را تصوّر نمود. سپس تصديق به فايده تصوّر نمود و به دنبال آن نسبت به تصور، ميل و رغبتى پيدا نمود و ...؟ جواب: روشن است كه پاسخ اين سؤال، منفى است، زيرا انسان بههيچوجه قبلًا تصورش را تصوّر نمىكند تا اينكه كسى نقل كلام در تصوّر دوم كند و مستلزم تسلسل يا اضطرار گردد. واقع مطلب اين است كه وقتى انسان مىخواهد چيزى را تصوّر كند، معمولًا در گوشهاى مىنشيند و مشغول تصوّر مىشود، بدون اينكه نيازى به مقدّمات مذكور داشته باشد. بنابراين، بين اعمال اختيارى نفسانى- مانند تصور- و اعمال اختيارى خارجى- مانند حركت دست مختار- تفاوتْ وجود دارد. اختياريت عمل خارجى فاعل مختار به اين است كه مسبوق به اراده باشد. وقتى شما اراده مىكنيد دست خود را حركت دهيد، جوانب آن را مىسنجيد و بعد از مقدمات چهار يا پنجگانه، اراده، محقّق مىشود و شىء مراد، جامه عمل مىپوشد. امّا هنگامى كه انسان مىخواهد نسبت به امرى تصوّر و التفات ذهنى بكند، نيازى به مقدّمات مذكور ندارد و اصلًا لزومى ندارد كه ابتدا تصور را تصور كند، سپس تصديق به فايده آن بنمايد و ... وجداناً آن مراحل و مقدّماتى كه در تحقق عمل خارجى لازم است، در اعمال نفسانى، لازم نيست، بلكه خداوند متعال، قدرتى به انسان عنايت كرده كه مىتواند آن عمل نفسانى را محقّق نمايد. يعنى دهنده قدرت، خداوند است ولى مقتدر، شما هستيد