اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٨ - ١- مقصود از ذاتى چيست؟
بررسى كلام مرحوم آخوند:
ما تا اينجا ثابت كردهايم كه افعال اختيارى انسان، مربوط به اراده او مىباشد و اراده هم با خلّاقيت و قدرت نفس حاصل مىشود و معناى قدرت اين است كه «إن شاء فعل و إن لم يشأ لم يفعل» و نسبت قدرت به طرفين، به طور مساوى است و اين چنين نيست كه كسى در اراده عملى، مجبور باشد. خواه آن عمل، معصيت باشد يا اطاعت و يا عمل عادى باشد. ما در حقيقت، قسمتى از پاسخ به مرحوم آخوند را بيان كردهايم امّا بعضى از نكات در كلام ايشان را بايد نقد و بررسى نماييم. ايشان فرمودند: ١- سعادت و شقاوت، ذاتى است. ٢- دليل آن، «الذاتي لا يعلّل» است. ٣- بعضى از روايات نيز ناظر به اين مطلب مىباشند. البته آيه و روايتى برطبق قاعده «الذاتي لا يعلّل» وارد نشده است و اين، يك قاعده عقلى است.
١- مقصود از ذاتى چيست؟
ذاتى در اصطلاح منطق در دو مورد استعمال شده است: الف: ذاتى در باب كليات خمس. سه قسم از كليات خمس، داراى عنوان ذاتى و دو قسم آن داراى عنوان عرضى مىباشند. مقصود از ذاتى- در باب كليات خمس- عبارت از ماهيت و اجزاء ماهيت مىباشد كه آنها عبارتند از نوع و جنس و فصل، و مقصود از عرضى چيزى است كه خارج از ماهيت است و آن بر دو قسم است: عرض خاص و عرض عام. مثلًا حيوان و ناطق، و نيز مجموع «حيوان ناطق»، ذاتى انسان مىباشند و به عبارت ديگر: تمام