اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٤ - بحث روايى
بحث روايى
برفرض كه روايت معتبرى با آن مضمون وارد شده باشد- البته ما تحقيقى در روايات ننموديم- ولى آيا آنچه ما تاكنون درباره سعادت و شقاوت گفتيم، با روايات مذكور، سازگار است يا نه؟ اوّلًا: روايات مذكور، مسأله ذاتى، ذاتيات و لوازم ماهيت را نفى مىكند، زيرا اگر سعادت و شقاوت، مربوط به ماهيت انسان باشد، چرا در روايت، تعبير به «في بطن أُمّه» شده است؟ بطن ام، به عنوان اوّلين مرحله وجود است و اگر سعادت و شقاوت مربوط به ماهيت انسان بود بايد در روايت مىفرمود: «السعيد سعيد في عالم الماهيّة و الشقي شقي في عالم الماهية»، گرچه اصلًا قدم به بطن ام نگذارد، همانطور كه زوجيت، لازمه ماهيت اربعه است و اگر اربعه، وجود پيدا نكند، باز هم زوجيت، لازمه آن است. در نتيجه، روايت مذكور كه مسأله وجود «في بطن أُمّ» را مطرح كرده، شاهدى بر عليه مرحوم آخوند است، زيرا اگر مسأله ذات و ذاتيات مطرح بود، اصلًا ارتباطى به عالم وجود نداشت و بايد آن ملازمه و ارتباط، در تمام عوالم- حتى قبل از وجود- تحقق داشته باشد. ثانياً: معناى روايت، آن نيست كه در بدو نظر به ذهن مىآيد، بلكه معناى روايت اين است: كسى كه عاقبت و سرانجام كارش منتهى به دوزخ است، مىتوان- به لحاظ سرنوشت بد آيندهاش- از هنگامى كه در شكم مادر است، به او نسبت شقاوت داد. و نيز كسى كه عاقبت و سرانجام كارش منتهى به بهشت است، مىتوان- بهلحاظ سرنوشت خوب آيندهاش- از هنگامى كه در شكم مادر است، به او نسبت سعادت داد. مثالى نسبت به سعادت و شقاوت دنيوى: فرض كنيد كودكى به مدرسه مىرود و پدرش نسبت به آينده و سعادت و شقاوت او فكر مىكند، اما مخبر صادقى به او خبر داد كه فرزند شما بعد از بيست سال- مثلًا- يك پزشك متخصّص و خدمتگزار خواهد شد. از هم اكنون رفتار پدر- بهلحاظ