اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٥ - معانى قصد قربت
كلام مرحوم شيخ انصارى و شاگردان ايشان بهمعناى «قصد الأمر»- كه معناى شايع قصد قربت است- مىباشد. يعنى انسان نماز را به داعى اينكه امر به آن تعلّق گرفته است انجام دهد. و به اصطلاح ديگر اصولى، نماز را به «قصد امتثال امر» انجام دهد. شيخ انصارى رحمه الله مىفرمايد: چگونه مىتوانيم تا وقتى امرى نيامده و تكليفى به صلاة تعلّق نگرفته، بگوييم: «صلاة مقيد به داعى امر»؟ امرى نيست كه «صلاة مقيّد به داعى امر» را درست كنيم. ابتدا بايد امر بيايد تا بعد از آن بتوان صلاة را مقيّد به داعى امر كرد. همانطور كه تا وقتى امر نباشد، عنوان مأمور به و عنوان واجب و مستحب تحقق ندارد. مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد: قيود قسم اوّل، داخل در دايره مأمور به است ولى قيود قسم دوم نمىتواند داخل در دايره مأمور به باشد. [١] ايشان به همين اندازه اكتفا كرده است ولى شاگردان ايشان- از جمله مرحوم آخوند- در مقام اقامه برهان و استدلال وارد شده و ادلّه متعدّدى را ذكر كردهاند.
معانى قصد قربت
معانى متعددى براى قصد قربت ذكر شده است: ١- داعى امر: معناى معروف قصد قربت عبارت از اين است كه انسان مأمور به را به داعى امر انجام دهد. يعنى اگر از او سؤال كنند: چرا اين مأمور به را انجام مىدهى؟
بگويد: به خاطر اينكه امر به آن تعلّق گرفته است. قصد قربت در كلمات فقهاء معمولًا به اين معنا مىآيد. ٢- داعى محبوبيت: يعنى انسان مأمور به را به داعى اينكه اين عمل نزد مولا محبوبيت دارد، انجام دهد. ٣- داعى مصلحت ملزمه: يعنى انسان مأمور به را به داعى مصلحت ملزمهاى
[١]- مطارح الأنظار، ص ٦٠.