اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٥ - رجوع به اصل بحث
رجوع به اصل بحث:
پس از بيان مقدّمه فوق، به اصل بحث خودمان رجوع مىكنيم. ما معتقد بوديم كه هيئت افْعَلْ براى انشاء بعث و تحريك اعتبارى وضع شده است ولى داعى و محرّك براى انشاء بعث و تحريك اعتبارى، نوعاً عبارت از اين است كه آمر مىخواهد اين مأمور به در خارج تحقّق پيدا كند. در اين قبيل موارد، ما مىگوييم: استعمال، حقيقت است. ولى گاهى داعى و محرّك براى انشاء بعث و تحريك اعتبارى، عبارت از تعجيز و تسخير و ... است. در اينگونه موارد، ما استعمال را مجازى مىدانيم ولى به همان كيفيتى كه خودمان در ارتباط با مجاز گفتيم. يعنى در اين موارد نيز صيغه افعل، در انشاء بعث و تحريك اعتبارى استعمال شده است ولى روى بعث و تحريك اعتبارى توقف نكرده است بلكه معناى حقيقى به منزله پلى براى هدف اصلى است. هدف اصلى در (فأتوا بسورة من مثله) [١] عبارت از تعجيز و در (كونوا قردة خاسئين) [٢] عبارت از تسخير و در (اعملوا ما شئتم) [٣] عبارت از تهديد و انذار و در «ألا يا أيّها الليل الطويل ألا انجلي» عبارت از تمنّى و در بعضى از موارد هم عبارت از ترجّى است ولى مستعمل فيه در همه اين موارد، عبارت از بعث و تحريك اعتبارى است. و مانعى هم ندارد كه ما قسم اوّل را- كه هدف در آن تحقّق مأمور به است و معناى حقيقى به عنوان پل قرار نگرفته است- استعمال حقيقى بدانيم و قسم دوم را- كه هدف در آن، تعجيز و تسخير و ... است و معناى حقيقى به منزله پل براى عبور و رسيدن به آن هدف قرار گرفته است- استعمال مجازى بدانيم.
[١]- البقرة: ٢٣
[٢]- البقرة: ٦٥
[٣]- فصّلت: ٤٠