اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٢ - دليل دوم (آيات)
موصوفه، دلالتى بر عموم ندارد. اگرچه در ذهن انسان اين معنا ارتكاز دارد كه نكره مضافه، قربش به عموم بيشتر از نكره موصوفه است اما درعينحال، هيچكدام دلالت بر عموم ندارند و بهعنوان لفظى كه دالّ بر عموم باشد در بحث عام و خاص كتب اصول و نيز در كتابهاى ادبيات مطرح نشدهاند. علاوه بر اين در اينجا يك جهت ادبى هم مطرح است يعنى اگر ما فرض كرديم كه «نكره مضافه دلالت بر عموم مىكند و نكره موصوفه دلالتى بر عموم ندارد» آيا در اينجا كه ما لفظى در تقدير گرفته و عنوان نكره مضافه درست كردهايم ولى ظاهر لفظ، نكره موصوفه است، با اين آيه چه برخوردى بايد داشته باشيم؟ آيا معامله نكره مضافه بنماييم و- فرضاً- حمل بر عموم كنيم يا معامله نكره موصوفه- طبق ظاهر آيه- بنماييم و بگوييم دلالتى بر عموم ندارد؟ اين يك نكته ادبى است و بايد به كتابهاى ادبيات مراجعه شود تا ببينيم آيا در اينگونه موارد، ملاكْ ظاهر لفظ است يا ملاكْ چيزى است كه مقدّر است؟ ولى مؤيّد اين معنا كه آيه شريفه دلالت بر عموم نمىكند، اقوال مختلف مفسّرين در تفسير آيه است. مفسّرين در تفسير «مغفرة من ربّكم» كلمات مختلفى مطرح كردهاند: بعضى آن را به «نمازهاى يوميّه» تفسير كردهاند و ظاهراً روايتى هم در اين باب وارد شده است [١]. بعضى آن را به «وارد شدن در نماز جماعت و قرار گرفتن در صف اوّل» تفسير كردهاند. بعضى ديگر آن را عبارت از تكبيرى دانستهاند كه مأموم در نماز جماعت بهعنوان اقتداء مىگويد. يعنى وقتى امام ايستاد و نماز را شروع كرد، مأموم حالت انتظار نداشته باشد، بلكه سرعت كند به گفتن، «اللَّه اكبر» كه اقتداء به آن تحقق پيدا مىكند. بعضى آن را به «توبه» و بعضى به «جهاد في سبيل اللَّه» و بعضى به «اخلاص
[١]- رجوع شود به: تفسير نور الثقلين، ج ١، ص ٣٨٩