اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٧ - ١- كلام مرحوم بروجردى و امام خمينى رحمه الله در پاسخ به كلام مرحوم آخوند
پيدا نمىكنند. تا خانهاى در خارجْ وجود نداشته باشد، نمىتواند اتصاف به مملوك بودن پيدا كند، هرچند ملكيت و زوجيت دو امر اعتبارى هستند. اما در ارتباط با وجوب، نمىتوان گفت: «اوّل بايد نماز در خارجْ وجود پيدا كند سپس اتصاف به وجوب پيدا كند»، اگرچه بعديّت، رتبى باشد. زيرا تا نماز واجب نشود، كسى آن را در خارج ايجاد نمىكند و بعد از آنكه وجود پيدا كرد، ديگر غرض مولا حاصل مىشود و با حصول غرض مولا، تكليف ساقط مىشود. لذا در اصول جمله مشهورى است كه در بسيارى از جاها مطرح مىكنند و مىگويند: «خارج، ظرف سقوط تكليف است نه ظرف ثبوت آن». بنابراين، بين وجوب با ملكيت و زوجيت تفاوت وجود دارد، اگرچه همه آنها امور اعتبارى مىباشند. زوجيت و ملكيت، نياز به وجود خارجى دارند ولى در باب وجوب، اگر وجود خارجى تحقق پيدا كرد، وجوبْ ساقط مىشود. وقتى غرض حاصل شد، نه حدوث امر معنا دارد و نه بقاء امر مىتواند معنا داشته باشد. در نتيجه احتمال سوم، بدون اشكال كنار مىرود. بررسى احتمال دوم: اگر «صلاة متّصف به وجود ذهنى مولا» واجب باشد، ديگر قابليت امتثال نخواهد داشت، زيرا در اين صورت، «ذاتِ مقيّد» مطرح نيست بلكه «مقيّد با وصف تقيّدش» مطرح است. صلاة مقيّد به وجود ذهنى مولا را چگونه مىتوان امتثال كرد؟ اگر بخواهيد وجود ذهنى خودتان را امتثال «الصلاة واجبة» قرار دهيد، داراى دو اشكال است: اوّلًا: وجود ذهنى شما غير از وجود ذهنى مولاست. اين دو، مثل زيد و عَمرو مىباشند. اگر مولا بگويد: «أكرم زيداً» و شما برويد عَمرو را اكرام كرده و بگوييد: «زيد و عَمرو، دو فرد انسان مىباشند»، اين معنا قابل تعقّل نيست. وجود ذهنى مولا با وجود ذهنى شما همين حكم را دارد. بلكه اگر يك مطلب را شما دو بار تصور كرديد، در همان ذهن شما هم بين اين دو، مغايرت وجود دارد، زيرا دو وجود ذهنى است و دو وجود، امكان ندارد يكى باشد. دو وجود ذهنى، مثل دو وجود خارجى است. همانطور