اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٣ - دليل سوم جبريّه
به نظر مىرسد اين جواب از دليل سوم جبريّه، قانعكننده نيست بلكه در اين زمينه مغالطه و خلطى صورت گرفته است: توضيح: بحث جبريّه در دليل سوم، اين نيست كه اراديت اراده به چه چيز است؟
تا گفته شود: «اراديت اراده، به خود آن است». بلكه او مىخواهد بگويد: «اراده يك امر حادث است و امر حادث، نيازمند به علّت موجده است ولى آيا اين اراده- كه به قول شما، اراديّت آن به خودش مىباشد- از كجا حادث شده و منشأ حدوثش چيست؟». همين مطلب، در مورد مثالهاى مطرح شده نيز گفته مىشود، زيرا شما كه مىگوييد: «ماهيت، به وجود، متحقّق است و تحقّق وجود، به خودش مىباشد»، اگر كسى به شما بگويد: «آن وجود- كه يك امر حادث و مسبوق به عدم است- از كجا ناشى شده است؟» آيا سؤالش بيهوده است؟ و نيز در آن مثال معروف كه شما مىگوييد: «چربى روغن، مربوط به ذات خودش مىباشد» ممكن است سؤال شود: «روغن، از كجا آمده و علت موجده آن چيست؟» جواب دوم: مرحوم آخوند در ضمن مباحث قطع، به مناسبتى مسأله اراده و اختيار را مطرح كرده مىفرمايد: اراده، بدون مقدّمه، حاصل نمىشود، بلكه نياز به مبادى و مقدّمات دارد. ابتدا بايد شىء مراد، تصوّر شود و مورد التفات قرار گيرد، سپس توجه به آثار، خواص و تصديق به فايده آن كرد و به دنبال آن، ميل، هيجان و رغبت، محقّق شود و بعد هم شوق مؤكّد به نام اراده حاصل شود. اين چنين نيست كه تمام مقدّمات اراده، به صورت اضطرار، تحقّق پيدا كند بلكه بعضى از آنها در اختيار خود انسان است، مثلًا شما مىتوانيد به دنبال تصور فلان شىء- كه گاهى هم تصوّرش، غير اختيارى است- تصديق به فايده آن بكنيد يا اينكه تصديق به فايده آن ننماييد. بنابراين، تمام مبادى و مقدّمات اراده، غير ارادى نيست كه در نتيجه، اراده هم يك امر غير اختيارى باشد بلكه اراده، به لحاظ مدخليّت داشتن نظر فاعل مختار در تكميل مبادى يا عدم تكميل مبادى آن، يك امر اختيارى است و نمىتواند مستند به امر اضطرارى و غير اختيارى باشد [١].
[١]- كفاية الاصول، ج ٢، ص ١٤