اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٨ - رجوع به كلام مرحوم آخوند
براى ايجاب نيست بلكه براى سلب است و معناى امتناع ايجاب، امتناع سلب نيست.
لذا اگر تقابل بين اطلاق و تقييد، تقابل سلب و ايجاب باشد، باز هم مرحوم آخوند از مقدّمه اوّل- به تنهايى- نمىتواند استفاده كند. مرحوم آخوند و محقّق نائينى رحمه الله كه تمسك به اصالة الاطلاق را صحيح نمىدانند، از ضميمه كردن دو مقدّمه، اين دو مطلب را نتيجه گرفتهاند: ١- تقييد مأمور به به قصد قربت ممتنع است. ٢- تقابل بين اطلاق و تقييد، تقابل عدم و ملكه است. روشن است كه اگر تقييد، امكان نداشته باشد، ديگر اطلاقى وجود ندارد تا بتوان به آن تمسك كرد. پس در موارد شك در تعبديّت و توصليّت، اطلاقى وجود ندارد تا بتوان به آن تمسك كرد. [١] اشكال بر كلام مرحوم آخوند و محقق نائينى رحمه الله: آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» كه از شاگردان مبرّز مرحوم نائينى است، اين كلام مرحوم آخوند و مرحوم نائينى را مورد اشكال قرار داده و دو جواب نسبت به آن ارائه كرده است: ١- جواب نقضى: ما مواردى از تقابل عدم و ملكه را مشاهده مىكنيم كه در عين اينكه ملكه آن محال است، عدم آن نه تنها اتصاف به استحاله ندارد، بلكه اتصاف به ضرورت هم دارد: يكى از اين موارد مسأله جهل و علم است. تقابل بين اين دو، تقابل عدم و ملكه است. جاهل به كسى گفته مىشود كه شأنش اين است كه عالم باشد، لذا به جماد، جاهل گفته نمىشود، زيرا شأنيت اتصاف به علم را ندارد. آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» سپس مىفرمايد:
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١١٢ و فوائد الاصول، ج ١، ص ١٥٥