اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٣ - دليل دوم (آيات)
العمل للَّه» تفسير كردهاند [١]. در اينجا حتّى يك نفر از مفسّرين هم نيامده بگويد: «آيه دلالت بر عموم مىكند، چرا شما مصاديق را مطرح مىكنيد؟» معلوم مىشود كه اين معنا از نظر مفسّرين روشن بوده كه آيه (و سارعوا ...) دلالتى بر عموم ندارد و الّا اگر آيه دلالت بر عموم مىكرد- همانند آيه (فاستبقوا الخيرات)- وجهى نداشت كه مفسّرين بحث كنند «آيا مراد از مغفرت چيست؟». بنابراين نفس اختلاف مفسرين مؤيّد اين است كه اين آيه شريفه دلالت بر عموم نمىكند و در اين صورت مبناى استدلال به هم مىخورد. اشكال چهارم: برفرض كه دلالت آيه (و سارعوا ...) را بر عموم بپذيريم، در اينجا اشكال ديگرى مطرح مىشود. اين اشكال، در مورد آيه (فاستبقوا الخيرات) نيز مطرح بود و ما در ابتداى بحث از اشكال سوم، اشارهاى به آن داشتيم و توضيح آن را به آينده موكول كرديم كه در اينجا به توضيح آن مىپردازيم: توضيح: دلالت آيه شريفه (فاستبقوا الخيرات) بر عموم، جاى مناقشه نيست، اما دلالت آيه شريفه (وَ سارِعوا إلى مَغفِرة مِن ربّكم) بر عموم داراى اشكال بود. در اينجا ما از اشكال قبلى صرفنظر كرده و فرض مىكنيم كه هر دو آيه بر عموم دلالت دارند، ولى در اين صورت اشكال ديگرى مطرح مىشود كه نمىتوانيم خود را از آن رها كنيم. آن اشكال در مورد مستحبات است. زيرا مستحبات، نه در خير بودنشان ترديدى هست و نه در سبب مغفرت بودن آنها. و شايد بسيارى از مستحبات، در ارتباط با سبب مغفرت، از واجبات هم نزديكتر باشند، زيرا واجب، تكليفى است كه بر دوش انسان انداخته شده و انسان ناچار است آن را انجام دهد، بههمينجهت انسان خيلى به مغفرت نزديك نمىشود. اما مستحب، چيزى است كه انسان با ميل و رغبت خود و از روى اخلاص انجام مىدهد و غير از مسأله تقرّب به خداوند، داعى و انگيزهاى براى
[١]- رجوع شود به: مجمع البيان، ج ١، ص ٥٠٣ و ٥٠٤.