اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٠ - بررسى كلام مفوّضه
با خداوند متعال هم بيش از اين نيست كه خداوند متعال، در حدوث عالم، تأثير داشته است اما در بقاء، تأثير، تأثّر، خواص و آثارش، هيچگونه ارتباطى به پروردگار ندارد. [١] تذكّر: با توجه به اين كه كلام مفوّضه، مختصر و جواب آنان هم قدرى روشنتر است ما ابتدا جواب كلام مفوّضه را بيان مىكنيم و سپس به بررسى كلام جبريّون مىپردازيم:
بررسى كلام مفوّضه
براى بررسى كلام مفوّضه، ابتدا مقدّمهاى ذكر مىكنيم: فلاسفه، مفهوم را بر سه قسم مىدانند: الف (واجب الوجود): و آن مفهومى است كه وجود، براى او ضرورت و لزوم دارد. ب (ممتنع الوجود): و آن مفهومى است كه عدم، برايش ضرورت دارد. ج (ممكن الوجود): و آن مفهومى است كه نسبت آن به وجود و عدم مساوى است. نه جانب وجود برايش ضرورت دارد و نه جانب عدم. يعنى داراى حقيقتى است كه هم با عدم سازگار است و هم با وجود. [٢] تقسيم مذكور، عقلى است و نمىتوان قسم چهارمى براى آن تصور كرد. از اين تقسيم استفاده مىشود كه واجبالوجود و ممتنع الوجود نيازى به علت ندارند. زيرا وقتى وجود براى چيزى ضرورت دارد و بين او و وجود، انفكاكى تصور نمىشود و آن دو، لازم و ملزومند، ديگر در چه چيز نياز به علّت دارد؟ همينطور وقتى عدم براى چيزى ضرورت دارد، در چه چيز نياز به علت دارد؟ آيا در عدم، نياز به علت دارد؟ خير، زيرا فرض اين است كه عدم براى آن ضرورى است. آيا در وجود، نياز به علت دارد؟ خير، زيرا امكان ندارد كه آن چيز وجود پيدا كند. ولى در مورد ممكن الوجود، مسئله بهصورت ديگر است، زيرا ممكن الوجود، چيزى
[١]- رجوع شود به: رساله طلب و اراده امام خمينى رحمه الله، بحث جبر و تفويض.
[٢]- نهاية الحكمة، ج ١، ص ٩٨