اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٧ - ١- كلام مرحوم بروجردى و امام خمينى رحمه الله در پاسخ به كلام مرحوم آخوند
چه چيزى خارج از آن است. از نظر اين دواعى، هيچ فرقى بين ذات مأمور به و اجزاء و شرايط آن وجود ندارد. رجوع به اصل بحث بحث ما در ارتباط با پاسخى بود كه مرحوم بروجردى و حضرت امام خمينى رحمه الله نسبت به كلام مرحوم آخوند مطرح كرده بودند كه پس از بيان مقدمات فوق، به بيان كلام اين دو بزرگوار مىپردازيم: مرحوم آخوند فرمود: «ما چه قصد الأمر را بهصورت شرطيت در متعلّق اخذ كنيم و چه بهصورت جزئيت اخذ كنيم داراى استحاله است». ايشان در تقريب استحاله اخذ قصد الأمر بهعنوان شرطيت در متعلّق امر فرمود: «شما در خارج، نماز را به داعى امر متعلّق به آن اتيان مىكنيد، درحالىكه مكلّف قدرت ندارد نماز را به داعى امر متعلّق به نماز انجام دهد، زيرا امر، به ذات نماز تعلّق نگرفته است بلكه به مقيَّد- بما هو مقيَّد- تعلّق گرفته است و در چنين صورتى، ذات مقيَّد، مأمور به نيست. نماز مأمور به، نماز مقيّد به قصد قربت و داعى امر است، امّا در مقام عمل، نماز را به داعى امر متعلِّق به نماز انجام مىدهيد، اوّل ثابت كنيد نماز مأمور به است بعد بگوييد «ما نماز را به داعى امر متعلِّق به نماز انجام مىدهيم». در پاسخ به مرحوم آخوند مىگوييم: اگر داعى را به آن صورت كه ما ذكر كرديم مطرح كنيم، اشكال برطرف مىشود، زيرا در اين صورت «خوف از عقاب» هم بهعنوان داعى بر اتيان مأمور به مطرح است و هم جنبه شرطيت دارد، يعنى نماز مأمور به، عبارت از نمازى است كه داعى بر اتيان آن خوف از عقاب باشد. كجاى يك چنين نمازى غير مقدور براى مكلّف است؟ و همانطور كه در مقدّمه بحث مطرح كرديم، داعويت، مسائل مختلفى است كه بر حسب مبادى و مبانى اعتقادى و اختلاف درجات عبوديت در افراد تحقق دارد، كه معمولًا در ما بهصورت «خوف از عقاب» يا «طمع در ثواب» است. در اين صورت اگر از ما سؤال كنند: «مأمور به چيست؟» جواب مىدهيم:
«صلاة مقيّد به داعى الهى، كه اين داعى الهى، نسبت به مراتب عبوديت انسانها فرق