اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٣ - كلام اشاعره در ارتباط با جملات انشائيه طلبيه
دو شعبه علم است. ما در منطق مىخوانيم: العلم إن كان إذعاناً للنسبة فتصديق و إلّا فتصوّر [١] يعنى و الّا همان علم، تصور است. و خود اينان تصريح كردند كه «كلام نفسى» غير از علم است. بنابراين ما همه واقعياتى را كه در ارتباط با جمله «زيد قائم» بود بررسى كرديم و هيچيك از آنها نتوانست بهعنوان «كلام نفسى» مطرح باشد. پس آيا در تشكيل جمله خبريه چيز ديگرى وجود دارد كه از آن به «كلام نفسى» تعبير مىكنند؟ ما وقتى به وجدان خود مراجعه مىكنيم، چيز ديگرى نمىيابيم. كجاى جمله خبريه ناقص است كه ما ناچار باشيم با التزام به «كلام نفسى» نقص آن را برطرف كنيم؟
كلام اشاعره در ارتباط با جملات انشائيه طلبيه
همان گونه كه اشاره كرديم جمل انشائيه بر دو قسم است: طلبيه و غير طلبيه. اشاعره در مورد جمل انشائيه طلبيه مىگويند: واقعيت نفسانيهاى كه در جمل انشائيه طلبيه وجود دارد، «كلام نفسى» ناميده مىشود كه عنوان خاص آن عبارت از «طلب» است. سپس مىگويند: ما از شما (معتزله) سؤال مىكنيم كه آن صفت نفسانيهاى كه در جمل انشائيه طلبيه وجود دارد عبارت از چيست؟ شما در جواب ما مىگوييد: آن صفت نفسانى، عبارت از اراده مولاست كه متعلّق به فعل عبد شده است. وقتى مولا به عبد مىگويد:
«جئني بالماء»، اراده مولا متعلّق به اين شده كه آوردن آب در خارج توسط عبد ايجاد شود. اشاعره مىگويند: ولى ما مىگوييم: در جملات انشائيه طلبيه، مواردى هست كه اين اراده مولا وجود ندارد، مثل جايى كه امر مولا به جهت آزمايش عبد باشد، مثلًا مولا عبدى را خريدارى كرده و مىخواهد ببيند آيا اين عبد در مقام اطاعت مولا هست
[١]- تهذيب المنطق، المقدّمة.