اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٩ - دليل دوم (آيات)
براى رسيدن به غرض مولا و تحقق مأمور به، بعضى از شما بر بعض ديگر سبقت بگيريد. ظاهر آيه اين است كه مسابقه بين مكلّفين را مطرح كرده نه مسابقه بين خيرات را. پاسخ دوم: برفرض كه ما قبول كنيم آيه شريفه استباق بين خيرات را مطرح مىكند نه استباق بين مكلّفين را، مستشكل در اينجا يك قرينه عقلى آورد و از راه آن قرينه عقلى، مسأله وجوب استباق را- و به قول، ما حتّى استحباب استباق را- از بين برد و امر در آيه شريفه را بهصورت امر ارشادى مطرح كرد. به مستشكل مىگوييم: ما قرينه عقلى شما را قبول نداريم. شما مىگوييد: وقتى دو خير را با هم مقايسه مىكنيم، استباقْ نسبت به هر دو خير نمىشود و به ناچار بايد يكى از آن دو، قبل از ديگرى تحقق پيدا كند، [١] در نتيجه وجوب استباق، معنا ندارد. ما مىگوييم: آيا در مورد «أنقذ الغريق»، اگر دو نفر در حال غرق شدن باشند، شما مىتوانيد اين حرف را مطرح كنيد و بگوييد: چون امكان انقاذ هر دو غريق نيست پس «أنقذ الغريق» دلالت بر وجوب انقاذ نمىكند؟ يا اينكه در آنجا مسأله أهمّ و مهمّ- و بهعبارت ديگر: مسأله تزاحم [٢]- را مطرح مىكنيد؟ در متزاحمين، ملاك و مناط تكليف در هر دو وجود دارد. ملاك تكليفِ وجوبِ انقاذ، حفظ نفس محترمه است كه در مورد هر دو غريق مطرح است. ولى در مقام عمل و اطاعت تكليف مولا، قدرت بر جمع بين دو انقاذ نداريم، اما اين عدم قدرت، وجوب انقاذ را از بين نمىبرد و «أنقذ الغريق» با عموم و اطلاقش باقى است. ولى بايد در اينجا قاعده باب تزاحم پياده شود. قاعده باب تزاحم اين است كه اگر يكى از اين دو،
[١]- گفتيم: فرض در جايى است كه خيرات، امكان جمع در زمان واحد نداشته باشند و اگر امكان جمع آنها در زمان واحد وجود داشته باشد، مسأله استباقْ مطرح نخواهد بود.
[٢]- تزاحم، در مقابل تعارض است.