اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٧ - دليل دوم اشاعره بر اثبات كلام نفسى
ثانياً: شما چه دليلى داريد كه صفت نفسانيهاى غير از اين دواعى وجود دارد؟ نهايت دليل شما اين بود كه در اوامر اعتذاريه و امتحانيه، اراده وجود ندارد. آيا اگر بهجاى آن اراده، امتحان و اعتذار وجود داشت، دليل بر اين است كه غير از اين دواعى، چيز ديگرى به نام «كلام نفسى» وجود دارد؟
دليل دوم اشاعره بر اثبات كلام نفسى
اشاعره، دليل عامّى را براى مطلق جمل انشائيه و خبريه ذكر كردهاند و آن عبارت از شعر معروف زير است كه مرحوم آخوند هم در كفايه به آن اشاره مىكند.
|
إنّ الكلام لفي الفؤاد و إنّما |
جعل اللسان على الفؤاد دليلًا |
نحوه تطبيق اين كلام بر نظريه اشاعره اين است كه گفته شود: ظرفِ كلام حقيقى، عبارت از قلب انسان است و زبان و الفاظ و اصوات بهمنزله دليل و اماره و كاشف از واقعيت كلام است. در نتيجه كلام واقعى، به زبان و لفظ و حروف و اصوات و امثال اينها ربطى ندارد بلكه ظرف واقعىاش عبارت از نفس و قلب انسان است. [١] پاسخ دليل دوم اشاعره اوّلًا: شاعر اين شعر چه كسى است؟ ممكن است شاعر آن از اشاعره باشد و ما هيچ التزامى نداريم كه چنين شعرى را بپذيريم. اگر شعرى از معصوم عليه السلام باشد و نسبت آن به معصوم عليه السلام هم ثابت باشد براى ما حجيت دارد ولى شعر غير معصوم حجيتى براى ما ندارد. ثانياً: اگر در معناى شعر دقت كنيم، درمىيابيم كه اين شعر به هيچ عنوان بر «كلام نفسى» تطبيق ندارد. معناى شعر، همان چيزى است كه در ذهن همه ماست.
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٩٦