اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٩ - نظريه سوم نظريه حضرت امام خمينى رحمه الله
ملاحظه كنيم؟ اشكال: در اينجا گويا كسى به امام خمينى رحمه الله مىگويد: خود شما به ما ياد داديد كه اكثر قيوداتى كه در جملات است، مربوط به هيئات است، مثلًا «يوم الجمعة» در جمله «ضَرَبْتُ زيداً يوم الجمعة» قيد براى مفاد هيئت ضَرَبْتُ- يعنى وقوع ضرب از متكلّم- است و اين «وقوع ضرب از متكلّم» يك معناى حرفى است. پس چطور در اين مثال، تقييد معناى حرفى را مىپذيريد ولى در ما نحن فيه، آن را غير ممكن مىدانيد؟ جواب: امام خمينى رحمه الله در پاسخ اين توهّم مىفرمايد: در جمله «ضربتُ زيداً يوم الجمعة» دو لحاظ به هيئت تعلّق مىگيرد: يكى به مناسبت اصل آن و ديگرى به مناسبت قيد آن. هيئت، در ارتباط با گفتن «ضربتُ» داراى لحاظ آلى است ولى وقتى از اين لفظ عبور كرده و كلمه زيد را هم مطرح كرده و خواستيم «يوم الجمعة» را ذكر كنيم، برمىگرديم و همان هيئتى را كه قبلًا در گفتن «ضربت» به نحو غير استقلالى ملاحظه كرديم، به نحو استقلالى ملاحظه مىكنيم تا بتوانيم آن را مقيّد به «يوم الجمعة» بنماييم، در اينجا مانعى ندارد زيرا در دو مرحله است: يك مرحله، اوّل كلام و يك مرحله، آخر كلام. امّا در ما نحن فيه، فقط يك كلمه داريم به نام هيئت افعل، كه اين كلمه مركب از مادّه و هيئت است. مادّه آن خارج از بحث است، [١] هيئت آنهم داراى معناى حرفى است و غير از اين هم چيز ديگرى وجود ندارد. چگونه مىشود هيئت را در آنِ واحد، هم به صورت استقلالى ملاحظه كنيم و هم به صورت تبعى؟ بله اگر قيد «مكرّراً» در عبارت متكلّم وجود داشت و مثلًا مىگفت: «ادخل السوق مكرّراً» مانعى نداشت كه ما بگوييم: «هيئت در ادخل به لحاظ معناى حرفى استعمال شده و وقتى به «مكرّراً» رسيدهايم يك لحاظ استقلالى ثانوى نسبت به هيئت در نظر مىگيريم». امّا فرض اين است كه كلمه «مكرّراً» را در عبارت نداريم. ما هستيم و مجرّد هيئت افعل- چون مادّه از بحث خارج است- و هيئت افعل هم داراى معناى حرفى
[١]- چون فرض ما روى هيئت است.