اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٨ - نظريه سوم نظريه حضرت امام خمينى رحمه الله
كلمه ايجاد را از كجا مىآوريد؟ آيا ايجاد، در معناى مادّه مطرح است؟ خير، مفاد مادّه عبارت از نفس ماهيت است. آيا ايجاد در مفاد هيئت مطرح است؟ خير، مفاد هيئت عبارت از بعث و تحريك است. و اگر بگوييد: «ايجاد، در مفاد هيئت مطرح است، زيرا براى تحقّق امتثال، راهى جز مسأله ايجاد نداريم» جوابش اين است كه مقام امتثال، غير از مقام تعلّق تكليف است. امتثال، با وجودْ تحقّق پيدا مىكند ولى مرحله تعلّق تكليف، در ارتباط با ماهيت است. اگرچه امتثال، بدون وجودْ تحقّق پيدا نمىكند ولى وجود نقشى در متعلّق تكليف ندارد. ثانياً: امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: ما پاى ايجاد را به ميان مىآوريم و مىگوييم:
«البعث و التحريك إلى إيجاد الطبيعة» ولى قائل به تكرار مىگويد: «مكرّراً». درحالىكه هيئت، داراى معنايى حرفى است. معناى حرفى- همانطوركه در بحث حروف گفتيم- معنايى است كه هيچگونه استقلالى براى آن وجود ندارد و لحاظ استقلالى به آن تعلّق نمىگيرد، نه در مرحله ذهن و نه در مرحله خارج و نه در مرحله تشكيل كلام. [١] بلكه معانى حرفيه، همواره به عنوان حالت و آلت براى غير ملاحظه مىشوند. امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: اگر ما تكرار را به عنوان قيدى در ارتباط با مفاد هيئت بياوريم، با توجه به اينكه هيئت، معناى حرفى است، لازم مىآيد كه در استعمال واحد، هيئت را به عنوان آلت براى غير ملاحظه كنيم و با توجه به اينكه مىخواهيم هيئت را مقيّد به تكرار كنيم لازم مىآيد كه در همان استعمال، هيئت را استقلالًا ملاحظه كنيم.
چگونه مىشود در استعمال واحد، ما براى هيئت، هم لحاظ آلى و هم لحاظ استقلالى
[١]- ما در توضيح كلام امام خمينى رحمه الله به تبعيت از مرحوم كمپانى گفتيم: آنچه شايع شده كه «وجودات، يا جوهر است و يا عرض» درست نيست بلكه ما وجود سومى هم داريم كه مقام آن نه تنها از جوهر بلكه از عرض هم پايينتر است زيرا عرض نياز به يك موضوع و معروض دارد ولى وجودات قسم سوم نياز به دو شىء دارند. ما وقتى واقعيت «زيد في الدار» را بررسى مىكنيم مىبينيم واقعيت ظرفيت دار براى زيد- نه مفهوم آنهم- نياز به زيد دارد و هم نياز به دار، به گونهاى كه اگر يكى از اين دو وجود نداشته باشد، واقعيت ظرفيتْ تحقّق ندارد.