اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٦ - دليل چهارم بر استحاله ذاتى اخذ قصد قربت در متعلّق امر
از اينجا ما به يك ضابطه كلى مىرسيم و آن اين است كه قضاياى حقيقيهاى رجوع به قضيّه شرطيه مىكند كه در آنها مكلّف، علاوه بر مكلّف بودن- كه عنوان عامى است- داراى عنوان خاص ديگرى هم باشد و بهعبارت ديگر: خصوصيت ديگرى، زايد بر عنوان مكلّف بودن، در ثبوت آن تكليف اخذ شده باشد. مرحوم نائينى در اين زمينه اصطلاح خاصى را به كار برده كه در خيلى از موارد مفيد است، ايشان مىگويد: در بعضى تكاليف، علاوه بر اصل تكليف، يك موضوع داريم و يك متعلَّق. [١] مراد از متعلَّق، چيزى است كه تكليفْ به آن تعلّق مىگيرد- كه ما از آن به مأمور به تعبير مىكنيم- ولى موضوع تكليف، عبارت از عنوان خاصى است كه تكليف، روى آن عنوان گذاشته شده است، مثلًا در آيه حجّ، (للَّه) تكليف را و (حجّ البيت) متعلّق تكليف را و (من استطاع إليه سبيلًا) موضوع تكليف- يعنى كسى كه تكليف بر او قرار داده شده- را بيان مىكند. «من استطاع» عنوان خاصى است كه زايد بر عنوان مكلّف بودن است. ارجاع اينگونه قضاياى حقيقيّه به قضيّه شرطيّه مانعى ندارد. و اگر كسى آيه (للَّه على الناس ...) را به معناى «أيّها الناس إذا استطعتم يجب عليكم الحجّ» تفسير كند، كسى به او اشكال نخواهد كرد. اما در (أقيموا الصّلاة) ما يك تكليف داريم كه مفاد هيئت افْعَلْ است. تكليف همان وجوب است كه از آن به بعث و تحريك اعتبارى تعبير مىكنيم. و يك مكلّف به (يا متعلّق) داريم كه عبارت از «إقامة الصلاة» است ولى در اينجا چيزى بهعنوان موضوع نداريم. موضوع، عبارت از يك عنوان خاص است و ما در اينجا عنوان خاصى نداريم تا بتوانيم آن را بهصورت قضيّه شرطيه درآوريم. (أقيموا الصلاة) را چگونه مىتوان بهصورت قضيّه شرطيه درآورد.؟ معناى «أيّها المكلّفون يجب عليكم إقامة الصلاة» كه ديگر شرط و جزاء ندارد كه ما بگوييم: (أقيموا الصلاة) هم رجوع به قضيّه شرطيه مىكند.
[١]- فوائد الاصول، ج ١، ص ١٤٥