اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢٧ - راه ديگرى براى تمسك به اطلاق
امّا اگر غيرى باشد، نه تنها وجوب وضو به وجوب صلاة ارتباط دارد بلكه صلاة هم مربوط به وضو مىشود، زيرا اگر وضو، وجوب غيرى پيدا كرد، وجوب غيرى از باب مقدّميّت است و قدر مسلّم در باب مقدّميت هم مسأله شرطيت است چون مسأله جزئيت، هم از نظر صغرى مورد بحث است و هم از نظر كبرى. و ما اين مطلب را در بحث مقدّمه واجب به طور مبسوط مورد بررسى قرار خواهيم داد كه آيا اجزاء، مقدميّت دارند يا نه؟ و برفرض كه مقدّميت داشته باشند، آيا وجوب غيرى دارند يا نه؟ ولى آنچه در بحث مقدّمه واجب، مثال روشن دارد، مسأله شرايط است. اگر وجوب وضو غيرى باشد، ارتباطى با وجوب نماز پيدا مىكند، به اين معنا كه هر زمانى كه نماز واجب شود، وضو هم واجب مىشود. از طرف ديگر هم اگر وجوب وضو غيرى باشد لازمهاش اين است كه وضو شرط نماز باشد، در اين صورت نماز بدون وضو هم باطل است.
بنابراين وقتى ما شك مىكنيم كه آيا وضو واجب نفسى است يا واجب غيرى؟ در حقيقت شك ما به اين برگشت مىكند كه آيا وضو شرط صلاة است يا نه؟ روشن است كه در ساير مواردى كه ما شك در شرطيت چيزى براى صلاة بنماييم، از راه اطلاق (أقيموا الصلاة) [١] مىتوانيم شرطيت آن را نفى نماييم. البته اطلاقى كه اينجا مورد استفاده قرار مىگيرد اطلاق در ارتباط با ماده- يعنى صلاة- است نه اطلاق در ارتباط با وجوب و هيئت. در اينجا مىگوييم: مولا به ما گفته است نماز بخوانيد ولى آن را مقيّد به وضو نكرده است. بنابراين اگر ما شك كرديم كه آيا وضو براى نماز شرطيت دارد يا نه؟
اصالة الاطلاق در ماده (أقيموا الصلاة) جارى شده و شرطيت را نفى مىكند. البته ترديدى نيست كه وضو واجب است امّا وجوب وضو، به معناى شرطيت وضو براى صلاة نيست. ما وقتى شك مىكنيم كه آيا وضو شرط صلاة است يا نه؟ شك مىكنيم كه آيا نماز بدون وضو صحيح است يا نه؟ لازمه وجوب غيرى وضو، اين است كه هم
[١]- در صورت تمام بودن مقدمات حكمت.