اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٤ - راه پنجم براى اثبات دلالت هيئت افْعَلْ بر وجوب
بروجردى واقع شده است. حاصل اين راه اين است كه ما همه وجوه چهارگانه قبلى را كنار بگذاريم و بگوييم:
دستور مولا، حجّتى از ناحيه مولاست. حجّت، به معناى چيزى است كه مولا بتواند به آن احتجاج كند و حجّت مولا را نمىتوان بدون جواب گذاشت و جواب حجّت مولا، اطاعت دستور مولاست. به عبارت ديگر: همانطوركه مرحوم آخوند فرموده است: «حاكم به استحقاق ثواب در باب اطاعت و استحقاق عقاب در باب عصيان، عبارت از عقل است». حال ببينيم وقتى يك دستور و فرمانى به وسيله هيئت افْعَلْ از ناحيه مولا صادر مىشود، عقل با اين چگونه برخورد مىكند؟ آيا عقل مىگويد: چون احتمال دارد مولا خصوص بعث و تحريك استحبابى را اراده كرده باشد، اطاعت لازم نيست؟ مثل كسانى كه مىگويند: «هيئت افْعَلْ، براى قدر مشترك بين وجوب و استحباب وضع شده است» كه لازمه حرف آنان اين است كه اگر هيئت افْعَلْ، از ناحيه مولا صادر شد و قرينهاى بر اراده خصوص بعث و تحريك وجوبى اقامه نكرد، لازم نيست عبد عكسالعملى نشان بدهد». يا اين كه عقل مىگويد: «صدور هيئت افْعَلْ و فرمان از ناحيه مولا، حجّت از ناحيه مولاست و اين حجّت را نمىتوان ناديده گرفت. اين حجّت، نياز به جواب دارد و اگر عبد در مقابل آن بىتفاوت باشد، عقلْ حكم به استحقاق عقوبت عبد از ناحيه مولا مىنمايد»؟ مستدلّ عقيده دارد كه عقل، صدور هيئت افْعَلْ را حجّت از ناحيه مولا دانسته و اطاعت آن را لازم و مخالفت با آن را مستحق عقوبت مىداند. لازمه اين حكم عقل، اين است كه هيئت افْعَلْ، ظهور در بعث و تحريك وجوبى داشته باشد. يادآورى: بحث ما در نفس صدور هيئت افْعَلْ است، بدون اينكه «اذن در ترك» يا «تهديد بر ترك» همراه آن باشد.