اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦ - فرق ميان كلام محقق اصفهانى رحمه الله با كلام امام خمينى رحمه الله
است و هركدام از اينها در تشكيل نوع نقش دارند، در باب كيف هم همينطور است.
مسموعيت نيز بهعنوان فصل مميّز و بهمنزله جزء منوّع است كه در تشكيل نوع دخالت دارد. حال وقتى مسموعيت، در ماهيت نوع دخالت داشت سؤال مىكنيم: آيا مسموعيت، يك معناى اشتقاقى است يا غير اشتقاقى؟ ترديدى نيست كه خود كلمه مسموع- بهلحاظ اينكه اسم مفعول است- داراى معناى اشتقاقى است و از معناى جامد نمىتوان اسم مفعول درست كرد. و اين معناى اشتقاقى، دخالت در ذات دارد و كيف مسموع، نوع براى لفظ و قول و كلام و امثال اينهاست. اگر مسئله به اين صورت باشد چطور مىتوانيم معناى اشتقاقى را از لفظ و قول بيرون ببريم؟ معناى اشتقاقى، جزء ماهيت نوعيه قول و لفظ است، جزء ذات قول و لفظ است. [١]
فرق ميان كلام محقق اصفهانى رحمه الله با كلام امام خمينى رحمه الله
محقق اصفهانى رحمه الله اشتقاقى بودن را در ارتباط با ذات لفظ و قول و كلام ثابت كرد، بهلحاظ اينكه از مقوله كيف مسموع بودند و مسموع بودن در كيف مسموع بهعنوان فصل مميّز و جزء ذات است. ولى امام خمينى رحمه الله مىفرمود: اگر شما لفظ را در ارتباط با لافظ بسنجيد، داراى معناى اشتقاقى است. اگر صحت انتساب كلام را به متكلّم ملاحظه كنيد، معناى اشتقاقى دارد و اگر ارتباط قول را به قائل ملاحظه كنيد، معناى اشتقاقى دارد. خلاصه اينكه از كلام امام خمينى رحمه الله استفاده نمىشد كه اين اشتقاقى بودن در متن ذات معناى قول و لفظ است بلكه بهنظر ايشان، اشتقاقى بودن در ارتباط با كيفيت ملاحظه شماست.
[١]- نهاية الدراية، ج ١، ص ١٧٥ و ١٧٦