اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٦ - بحث روايى
سپس امام عليه السلام به او فرمود: زندگى تو بعد از قتل من، بسيار كوتاه است و نصيب كمى از گندم رى خواهى داشت. [١] پس نتيجه مىگيريم كه اين مطلب، يك مسأله عقلائى است كه وقتى جمعى معتقد شدند كه در آينده، جنايتى از فردى تحقق پيدا مىكند، از همينالان از او متنفر مىشوند و آثار شقاوت را بر او مترتب مىكنند. مسأله سعادت و شقاوت در بطن ام هم همينطور است. عمر سعد وقتى در بطن مادر بوده، بهلحاظ اينكه در پايان، يك چنين جنايتى را مرتكب خواهد شد، داراى عنوان شقى است. پس در سعادت و شقاوت، مسأله ماهيت و لوازم ماهيت مطرح نيست و مؤيّد معناى مذكور، روايت زير است: عن ابن ابي عمير قال: سألت أبا الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام عن معنى قول رسول اللَّه «الشقي من شقي في بطن أُمّه و السعيد من سعد في بطن أُمّه» فقال: الشقي من علم اللَّه- و هو في بطن أُمّه- أنّه سيعمل أعمال الأشقياء و السعيد من علم اللَّه- و هو في بطن أُمّه- أنّه سيعمل أعمال السعداء. [٢] يعنى شقى كسى است كه هنگامى كه در شكم مادر است، خداوند متعال مىداند كه او در آينده، به اختيار خود، عمل اشقياء را انجام مىدهد و سعيد كسى است كه هنگامى كه در شكم مادر است، خداوند متعال مىداند كه او در آينده، به اختيار خود، عمل سعداء را انجام مىدهد. بنابراين، سعادت و شقاوت در بطن أُمّ بهلحاظ اين است كه فرد، در آينده، گرفتار عمل اشقياء و سعداء مىشود و سعادت و شقاوت، ارتباطى به ماهيت و لوازم ماهيت ندارد. اما روايت «الناس معادن ...» معنايش اين است كه در انسانها مايههايى وجود دارد، مانند معادن كه ذخايرى دارند و بعد هم استخراج مىشوند. و معناى روايت
[١]- الإرشاد، ج ٢، ص ١٣٢
[٢]- بحارالأنوار، ج ٥، ص ١٥٧، باب السعادة و الشقاوة.