اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٧ - دليل سوم جبريّه
مىتوان گفت: اراده، يك صفت نفسانى و قائم به نفس مريد است و مسلّماً يك امر حادثى است و تصميم و اراده رفتن به زيارت، يك صفت نفسانيّه ازليّه نيست، بلكه انسان، بعد از بررسى جوانب مختلف، تصميم بر زيارت مىگيرد ولى آيا اساس و منشأ اراده مذكور چيست؟ آيا منشأ اراده، در محدوده اختيار شما بوده يا اينكه اضطرارى بوده است؟ بنابراين براى سؤالى كه صدر المتألهين رحمه الله مطرح كرده است، وجهى وجود ندارد ولى مىتوان سؤال را به صورت اخير مطرح كرده و اشكال جبريّه را به ميان آورد. جواب چهارم: اين جواب، وجدانى و مبرهن است، بدون اينكه ترديدى براى انسان باقى بگذارد. انسان، داراى دو نوع عمل است: الف: بعضى از اعمال، خارج از نفس انسان و مربوط به اعضاء و جوارح است، مانند اكثر افعال انسان، از قبيل أكل، شرب، ضرب، قتل و امثال آنها. البته بعضى از اين اعمال- مانند قتل- به واسطه و ابزار نياز دارند و برخى احتياج به آلت ندارند، مانند حركت دست، شما اراده مىكنيد و دست خود را حركت مىدهيد، بدون اينكه نيازى به ابزار داشته باشيد. در بحثهاى گذشته گفتيم: بين حركت دست انسان گرفتار ارتعاش و حركت دست انسان سالم، تفاوت وجود دارد، زيرا حركت دست انسان سالم، مسبوق به اراده اوست ولى حركت دست مرتعش، اضطرارى است و چهبسا او اراده عدم مىكند و از خداوند متعال مىخواهد كه دستش چنان حركتى نداشته باشد. ب: برخى از اعمال، مربوط به دايره نفس انسان است. سؤال: آيا اعمال خارجى با اعمال نفسانى در يك رديف مىباشند يا اينكه تفاوت دارند؟ جواب: وجداناً حساب اين دو با هم فرق مىكند. مثلًا يكى از اعمال نفسانى انسان، «تصور» است. تصوّر، به معناى التفات و توجّه ذهنى به شىء متصوّر است.