شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - توضيح متن
اقتضاى تركّب را، در اين صورت آنجايى كه حالت وحدت و بساطت را دارد به خاطر عروض يك صورت خاصّى است كه بر آن عارض شده است، و آنجايى كه حالت تكثّر را دارد نيز به واسطه عروض صورت ديگرى است. بنابراين، بايد بين اين دو حالت وحدت و كثرت امر مشتركى وجود داشته باشد، تا گاهى صورتى عارضش شود و بالفعل حالت وحدت پيدا كند، و گاهى صورت ديگرى عارضش شود و به واسطه آن صورت كه همان صورت مقدارى است داراى اجزاى بالقوّه اى گردد.
به هر حال، منشأ تكثر و انقسام، يك صورت است و منشأ وحدت و عدم انقسام هم صورت ديگرى است. و هيولى بين آن دو مشترك و پذيراى هر دو امر است. شأنيت آن دارد كه يكبار به گونه اى شود كه با پذيرش صورت، انقسام نپذيرد. و بار ديگر به گونه اى شود كه انقسام بپذيرد.
آن امر مشترك به گونه اى است كه «من شأنه ان يصير مرّة و ليس فى قوته ان ينقسم» شأنش اين است كه گاهى به گونه اى شود در حالى كه در توانش انقسام پذيرى نباشد، و گاهى به گونه اى شود در حالى كه توان انقسام پذيرى داشته باشد. در عبارت متن «و ليس فى قوته...»، «واو» حاليه است.
«اعنى القوة القريبة التى لا واسطة لها» مقصود از قوّه كه در عبارت فوق آمده است قوّه اى نيست كه با چندين واسطه به فعليّت مى رسد. بلكه قوّه تامّى است كه به محض اينكه پديد مى آيد به دنبال آن فعليّت هم حاصل مى شود. نه اينكه اكنون قوّه اى وجود دارد و با پذيرش تحوّلات و طىّ مسير، برسد به آنجايى كه انقسام پيدا كند.
خير، هيولا، امرى است كه بى درنگ دو صورت را مى پذيرد: يكى صورتى است كه از آثار آنْ وحدت و بساطت و عدم تكثر است. و ديگرى صورتى است كه از آثار آن تكثر و قسمت پذيرى است.
فَلْنَفْرُضِ الاْنَ هذا الْجوهَرَ و قَدْ صارَ بِالْفِعلِ إثنَيْنِ، وَ كُلُّ واحد مِنْهُما بِالْعَددِ غَيْرُ الاْخَرِ، وَ حُكْمُهُ أنَّهُ يُفارِقُ الصورةَ الْجسمانيةَ، فَلْيفارِقْ كلُّ واحد منهما الصورةَ الجسمانيةَ، فيبقى كلُّ واحد منهما جَوهراً واحِداً بِالقوّةِ و الفعلِ. وَ