شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٧ - نگاهى دوباره به نيازمندى هيولى به صورت
اگر فرض كنيم كه علّتى موجب پيدايش صورت ترابى در هيولاى مزبور شود و هيچ عامل ديگرى در كار نباشد، كه تعيين كند كه اين تراب بايد در كجا قرار گيرد باز هم دليلى براى تعيّن حيّز و مكان خاصّى براى آنْ موجود نخواهد داشت، و طبيعت ترابْ اقتضاى مكان خاصّى براى اين قطعه كلوخ ندارد زيرا، نه هيولاىِ آن اقتضاى جايى را دارد و نه صورتش اقتضاى مكان خاصّى را دارد.
بنابراين، اين كه مى بينيم كلوخ در مكان خاصّى قرار گرفته، الزاماً در اثر يك عامل قسرى است البته همه زمين به طور يكجا، داراى مكان طبيعى معيّنى است. صورت طبيعىِ كره زمين، اقتضاى آن مكان طبيعى را دارد. يعنى بر اساس طبيعيات قديم صورت نوعيه زمين اقتضا مى كند كه زمين در وسط عالَم و زيرِ كره هوا قرار گيرد. مركز عالم بودن مقتضاى «صورتِ ارضيه» است. و اين صورت ارضيه است كه به طور يكپارچه در وسط عالم قرار مى گيرد. امّا اگر قطعه اى از آن را جدا كنيد و در يك جاى خاصّى قرار دهيد به گونه اى كه وجود مستقل و بالفعلى داشته باشد بايد عامل تعيين كننده اى براى مكان آن قائل شد. امّا آنگاه كه جزء همان زمين يكپارچه بود يك چيز بالفعل، بيشتر وجود نداشت و آن كره ارض است كه يك صورت واحده بيشتر ندارد. مكان آن هم از سوى خود صورت نوعيّه تعيين مى گردد. يعنى صورت نوعيه ارضيه، اقتضا دارد كه در مركز عالَم باشد.
حال، بنابراين كه جدا شدن قطعه اى از زمين نياز به عامل قسرى داشته باشد، اين عامل قسرى معمولا به صورت خط مستقيم، آن را از جايى به جاى ديگر منتقل مى كند.
البته، جايگاه اصلى اين مباحث در طبيعيات[١] است. طبق بحثهايى كه در آنجا انجام شده است صور عنصريه هركدام داراى محلّ طبيعى خاصّى هستند. كه ذات آنها مادامى كه به صورت يك موجود يكپارچه اى باشد آن را اقتضا مى كند. تأثير عامل قسرى در باريدن باران به صورت خط مستقيم
امّا، چنانكه تفكيك شوند و يا از جايى به جاى ديگر منتقل شوند (خواه جزء جدا شده به طرف بالا برود يا به طرف پايين يا به هر طرف ديگر) عامل قسرى آن را،
[١] ر.ك: طبيعيات شفاء، مقاله «السماء و العالم» از فنّ دوّم.