شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - درآمدى بر برهان وصل و فصل
٣ـ گاهى اتصال گفته مى شود؛ و مقصود از آن خود خط يا خود سطح يا خودِ حجم است. اتصال در اين معنا، در مورد كمّيت به كار مى رود و معناى آن امتداد است. اتصال به اين معنا، فصل كمّيت است. يعنى كمّيت، جنس است كه تقسيم مى شود به دو قسم: متصل و منفصل؛ اتصال و انفصال دو فصلى هستند كه به جنسِ كم اضافه مى شوند و با اضافه شدن هر يك از آنها نوعى از كمّيت، تحصّل مى يابد. چنين است كه اتصال به عنوان فصل مطرح مى شود. يعنى همان كه كمّيت متصل را از كميت منفصل جدا مى كند.
تركيب جسم از هيولى و صورت
تاكنون درباره جسم و تعريف و حقيقت آن سخن گفتيم، و در ضمن به جسم تعليمى اشاره نموديم. همچنين درباره رابطه جسم تعليمى با جسم طبيعى مباحثى مطرح گرديد. اكنون، مصنف در صدد آن است كه مطلب ديگرى را اثبات كند. اين مطلب در واقع، مقدمه اى براى اثبات وجود هيولى است.
مصنف بر آن است كه اجسام خارجى مركّب از هيولى و صورت اند. در اينكه اجسام خارجى داراى صورت اتصاليه جوهريه هستند هيچ كس آن را انكار نكرده است. امّا، شيخ با طرح اين بحث مى خواهد سخن افلاطون و افلاطونيان و اشراقيان و رواقيان را كه منكر هيولى هستند ردّ كند. و در مقابل، سخن ارسطوئيان را كه معتقدند جسم مركب از هيولى و صورت است به كرسى بنشاند. براى اين مطلب از دو برهان استفاده مى كند[١]: ١ـ برهان وصل و فصل؛ ٢ـ برهان قوّه و فعل. برهان وصل و فصل يك مقدّمه اى دارد كه مصنف، ابتدا اين مقدمه را بيان مى دارد و سپس به بيان برهان وصل و فصل مى پردازد.
درآمدى بر برهان وصل و فصل
در ميان صاحب نظران و كسانى كه از روزگاران پيشين، فيلسوف ناميده مى شدهاند درباره حقيقت اجسام، اختلاف نظرهايى وجود داشته است. عمده ترين اختلاف
[١] ر.ك: شرح الإشارات، النمط الأوّل؛ و النجاة ص ٢٠٢؛ و الاسفار، ج ٥، ص ٧٧ـ١١٩.