شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - رابطه جسم تعليمى با جسم طبيعى
نشود به آن كميّت گفته نمى شود. و وقتى كميّت به آن اطلاق نشود، جسم تعليمى هم به عنوان يك قسمى از اقسام كميّت به آن اطلاق نمى گردد. در صورتى كميّت به يك جسم نسبت داده مى شود كه حدّ و مقدارِ مشخص داشته باشد. مفهوم طول، به طور كلّى و مبهم، كميت نيست. سطح يك مترى، دو مترى و يا يك كيلومترى و... را كميت مى گويند. چنين مقدار مشخصى به عنوان يك فرض مطرح مى شود. بنابراين، اگر حيثيّت مقدَّريت و محدوديت را در نظر نگيريم جسم تعليمى اطلاق نمى شود. نيز وقتى واژه حجم به كار مى رود كه چيزى مقدارِ معيّنى داشته باشد خواه اين مقدار را در ذهن لحاظ كنيم، يا در خارج.
بنابراين، رابطه ميان جسم تعليمى با جسم طبيعى، رابطه ميان عارض و معروض است. جسم تعليمى، عارض است و جسم طبيعى معروضِ آن است. و چنين است كه جسم تعليمى از عوارض ذاتيه جسم طبيعى نيز به شمار مى رود. و رابطه آن با سطح اين است كه سطح، نهايت جسم تعليمى قرار مى گيرد و خط نيز نهايت سطح واقع مى شود. در اين باره، آنجا كه در باب اعراض، سخن از كمّيت آورده مى شود توضيح بيشترى خواهد آمد[١].
فنقولُ اوّلا[٢]: إنَّ مِنْ طِباعِ الأَجسامِ[٣] أنْ تَنْقَسِمَ وَلايكفى فى اثباتِ ذلكَ الْمَشاهَداتُ؛ فإنَّ لِقائل اَنْ يَقولَ: إنَّ الأجسامَ الْمُشاهَدةَ ليسَ شىءٌ منها هو جسمٌ واحدٌ صرفاً، بلْ هى مؤلفةٌ مِنْ اَجسام، وَ إنّ الأجسامَ الوَحْدانيّةَ غيرُ مَحْسُوسَة، وَ انّها لايُمْكنُ اَنْ تنقسمَ بوجه مِنَ الوُجوه. وَ قَدْ تَكَلَّمْنا عَلى إِبطالِ هذَا بِالْبَياناتِ الطَّبيعيّةِ، وَ خصوصاً عَلى أَسْهَلِ الْمَذاهِب نَقضاً، وَ هُوَ مَذهبُ مَنْ
[١] ر.ك: الهيات شفاء، فصل چهارم از مقاله سوّم [٢] تعبير به كلمه «اوّلا» در اينجا به معناى «من رأس» است. يعنى مى خواهيم مطلب جديدى را از نو بيان كنيم. [٣] درباره اين تعبير كه جناب شيخ گفته است: «إنّ من طبايع الاجسام ان تنقسم» مرحوم صدرالمتألّهين و برخى ديگر از محشّين نكته ظريفى را تذكر دادهاند و آن اينكه شيخ نفرموده است: «من طبيعة الاجسام» بلكه گفته است: «من طباع الاجسام» و اين واژه «طباع» عامتر است از واژه «طبيعت»؛ زيرا، ممكن است واژه «طبيعت» به معناى نوع تامّ اطلاق شود. امّا واژه طباع اعم است. به هر حال معناى جمله مذكور آن است كه جسم، اقتضاى قسمت پذيرى دارد. و معناى «اَنْ تنقسم» «ان تقبل القسمة» است.