شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٩ - معانى كثرت
متصف به قلّت بود نه متصف به اقليّت. امّا، عدد "دو" علاوه بر اينكه قلّتِ نسبى دارد، كثرت نسبى هم دارد. پس، علاوه بر قلّت، اقلّ هم مى باشد.
وَالْكَثْرَةُ يُفْهَمُ مِنْها مَعْنَيانِ: اَحَدُهُما اَنْ يَكُوْنَ الشَىْءُ فيهِ مِنَ الْآحادِ فَوْقَ واحِد، وَ هذا لَيْسَ بِالْقِياسِ اِلى شَىْء آخَرَ اَلْبَتَّهَ، وَ الْآخَرُ اَنْ يَكُوْنَ الشَّىْءُ فيهِ ما فى شَىْء آخَرَ وَ زيادَةٌ، وَ هذا هُوَ الَّذى بِالْقِياسِ.
وَ كَذلِكَ الْعِظَمُ وَ الطُّوْلُ وَ الْعَرْضُ، فَالْكَثْرَةُ مُطْلَقَةً تُقابِلُ الْوَحْدَةَ مُقابَلَةَ الشَىْءِ مَعَ مَبْدَئِهِ الَّذى يَكيلُهُ، وَ الْكَثْرَةُ الاُْخْرى تُقابِلُ الْقِلَّةَ مْقابَلَةَ الْمُضافِ، وَ لا تَضادَّ بَيْنَ الْوَحْدَةِ وَ الْكَثْرَةِ بِوَجْه مِنَ الْوُجُوهِ، وَ كَيْفَ وَ الْوَحْدَةُ تُقَوِّمُ الْكَثْرَةَ، وَ يَجِبُ اَنْ نُحَقِّقَ الْقَوْلَ فى هذا.
معانى كثرت
كثرت، دو معنا دارد، بر خلاف قلّت، كه هميشه يك مفهوم اضافى است، و هيچگاه به معناى نفسى به كار نمى رود. و از همين رو، مصنف در پايان بحثِ "قلّت"، گفت: اگر "دو" را با چيز ديگرى مقايسه نكنيد، قليل نخواهد بود.
بنابراين، قلّت، همواره يك مفهوم اضافى و نسبى است. امّا، كثرت، دو معنا دارد:
الف ـ يك معناى آنْ نفسى است.
ب ـ معناى ديگر آنْ اضافى است.
هرگاه، چيزى بيش از يكى باشد، دو جزء يا بيشتر داشته باشد؛ كثرت ناميده مى شود. اين معنا، يك معناى نفسى است. نيازمند آن نيست كه با چيز ديگرى مقايسه شود. در اين معنا، كثرت در مقابل وحدت است. مفهوم كثرت در مقابل وحدت، مفهوم قياسى نيست بلكه يك مفهوم نفسى است.
امّا، معناى ديگر كثرت، اين است كه چيزى در مقايسه با چيز ديگر، بيشتر باشد. پس، بايد شىء ديگرى باشد تا شىء نخست، با آن سنجيده شود آنگاه بگوييم: اين، از آن بيشتر است. و در اين صورت است كه معناى كثرتِ نسبى، تحقّق مى يابد.
همچنانكه «عِظَم» (بزرگى) و «طول» (درازا) و «عَرْض» (پهنا)، چنين اند، چنانكه توضيح آن گذشت.