شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٨ - « دو» يا كوچكترين عدد
معناى قليل بودنْ آن نيست كه حتماً بايد شىء قليل، نسبت به يك شىء ديگر كثير باشد. اين، اتّفاقى است كه گاهى يك شىء نسبت به چيزى قليل و نسبت به چيز ديگر كثير مى باشد. امّا، لازمه اين مطلب، آن نيست كه هر جا قلّتى (قلّتى كه هميشه نسبى است) باشد بايد در همان شىء يك كثرتِ نسبى هم نسبت به شىء ديگر وجود داشته باشد؛ تا بتوان گفت مثلا عدد "دو" نسبت به عدد "سه" قلّت دارد و نسبت به عدد ديگرى كثرت دارد!
هرگز چنين ملازمه اى وجود ندارد.
بنابراين، عدد "دو" داراى چند اضافه است:
الف ـ اتصاف به قلّت؛
ب ـ اتصاف به اقليّت؛ در مقابل اكثريت.
وقتى "دو" و "سه" و "چهار" را با يكديگر مى سنجيم، مى بينيم دو و سه نسبت به چهار، قليل اند؛ امّا، "دو" علاوه بر اينكه قليل است، اقلّ هم مى باشد. و سه متصف به قلّت است؛ امّا، متصف به اقلّيت نيست.
در نتيجه، عدد "دو" هم قليل است و هم اقلّ؛ امّا، قليل است، بدليل اينكه با هر عددى آن را مقايسه كنيم مى بينيم از آن كمتر است. هر عددى را بيش از "دو" مى يابيم. در اين اضافه، يك رابطه دوگانه وجود دارد. "دو" را تنها با يك عدد ديگر مى سنجيم. مثلا "دو" را با "چهار" يا با "پنج" و يا با "شش" و... در اين اضافه و رابطه، كه دو سويه است و دو طرف بيشتر ندارد، عدد "دو" تنها متصف به قلّت مى شود.
امّا، اگر "دو" را هم با سه و هم با چهار بسنجيم، در اين صورت، دو اضافه پديد مى آيد. يك اضافه، نسبت "دو" با "سه" است. اضافه ديگر، نسبت "دو" با "چهار" است. از مجموع اين دو اضافه، يك اضافه ديگرى به نام "اقلّيت" پديد مى آيد. در اين اضافه، تنها عدد "دو" متصف به اقليّت مى شود. عدد "سه" ديگر متصف به اقليّت نخواهد شد.
بنابراين، قلّتِ "دو" از آن رو است كه با هر عددى سنجيده شود كمتر از آن خواهد بود. امّا، اقليّتِ "دو" از آن رو است كه كثرت نسبى ندارد. عدد «سه» به يك اعتبار، داراى قلّت نسبى و به اعتبار ديگر داراى كثرت نسبى بود. از اينرو، تنها