شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٣ - پاسخ كثرت دو معنا دارد
اشكال: اجتماع دو وصف متضادّ در عدد "دو"
در اينجا اشكالى به وجود مى آيد و آن اينكه اگر بگوييد: "دو" كمترين و مساوات عدد با كثرت، با قلّت عدد "دو" در تعارض است
كوچكترين عدد است، لازمه اش آن است كه از يك سو، قائل به قلّتِ آن شويد. از آن رو كه مى گوييد "دو" قلّت است و يا «غايت در قلّت» است. و از سوى ديگر قائل به كثرت آن شويد. زيرا، "دو" را عدد انگاشته ايد و عدد مساوى با كثرت است. چه اينكه در تعريف عدد مى گوييد: كثرتى است كه انفصال (اجزاء بالفعل) داشته باشد. حال، چگونه اين دو وصف (قلّت و كثرت) را در يك شىء جمع مى كنيد؟!
پاسخ: كثرت دو معنا دارد
مصنف در پاسخ به اشكال مزبور مى گويد: كثرت دو گونه اطلاق دارد: الف ـ اطلاق كثرت با معناى نفسى؛ ب ـ اطلاق كثرت با معناى اضافى. براى توضيح مطلب، به واژه مشترك ديگرى اشاره مى كنيم، و آنْ واژه «طول» است.
گاهى، طول را در مقابل عَرْض بكار مى بريم و به عنوان يك بُعد از آن ياد مى كنيم. در اين صورت، طول عبارت است از چيزى كه داراى امتداد باشد و قابل تقسيم باشد. و هر اطلاق طول در مقابل عرض
چند اندازه آن يك ميلياردم ميليمتر باشد؛ باز طول است. اگر طول بى نهايتى هم باشد باز هم طول است. طولى كه اندازه آن يك ميلياردم ميليمتر است با طول بى نهايت، در طول بودن، هيچ فرقى ندارد. در اين اصطلاح، طول در مقابل عَرْض و عمق (يا ارتفاع) است.
و گاهى دو خط را با هم مقايسه مى كنيم و مى گوييم اين خط، طويل است و آن خط قصير، چنانكه دو انسان را با هم مقايسه مى كنيم و مى گوييم: اين قد بلند است و آن قد كوتاه. در اين اصطلاح، طويل را براى مردى بكار مى بريم كه قدّش ٢ متر است ؛ در مقابل، به كسى كه قدّش ٥/١ متر است قصير مى گوييم. دليل اينكه بر شخصى كه قدّش ٥/١ متر است، واژه «طويل» را اطلاق نمى كنيم آن است كه اين مفهوم، يك مفهومِ اضافى و نسبى است. طويل را نسبت به قصير، طويل مى گوييم.
بنابراين، طول داراى دو معنا مى باشد: يكى طول در مقابل عَرْض، كه اين، يك مفهوم نفسى است. در اين مفهوم، مقايسه و اضافه وجود ندارد.
معناى ديگر طول، مفهوم طول در مقابل قِصَر است. به عبارت ديگر مفهوم