شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٠ - اثبات « ماى حقيقيه» مقادير
وانگهى، وقتى زاويه را به معناى نخست بگيريم (به معناى سطح و حجم) در اين صورت اگر سطح باشد دو بعد دارد و اگر حجم باشد سه بعد دارد. و چيزى كه داراى بُعد است، مقدار خواهد بود. و مقدار، پذيرنده مساوات و زياده و نقصان مى باشد. يكى از عوارضِ لازمه مقدار آن است كه مساوات و زياده و نقصان را مى پذيرد.
آنچه تاكنون به بحث گذاشته شد نظر مصنف بود كه طىّ آن ماهيّت زاويه از دو حال بيرون نبود: يا به معناى كيفيّت عارض كميّت بود كه در اين صورت، قسم زائدى براى مقدار نخواهد بود. و يا همان سطح و حجم است كه باز هم يك قسم زائدى نخواهد بود. در نتيجه: مقدار، در واقع يا سطح است يا حجم است و يا خط.
اثبات «ماى حقيقيه» مقادير
تا كنون مباحثى درباره كم متصل و اقسام آن از نظر ماهيت مطرح شد. در آغاز تعريفى به عنوان مطلب «ماى شارحه» و سپس بيان حقيقت آن به عنوان مطلب «ماى حقيقيه» بيان شد. لكن، مطلبِ ماى حقيقيه، وقتى واقعاً مطلب ماى حقيقية است كه مطلب هل بسيطه هم ثابت شده باشد. يعنى ماهيت حقيقى، از آنِ شىءاى است كه حقيقتاً وجود خارجى داشته باشد. از اينرو، درباره مقادير، مطالبى را مى توانيم به عنوان مطلبِ ماى حقيقيه، تلقى كنيم كه وجود آنها هم در خارج ثابت شده باشد. لذا، مصنّف با اختصار مى گويد: وجود مقادير در خارج ثابت است و جاى بحث ندارد. چنانكه درباره جسم تعليمى، مطلب واضح است؛ و هر كسى مى تواند حجم اشياء را بخوبى لمس كند. امّا اينكه آيا سطح هم وجود دارد يا نه؟ بى ترديد مى توان در اشياء مادى به بودن سطح اذعان داشت. زيرا، اجسام محدود، خواه ناخواه به سطح، منتهى مى شوند؛ صرف نظر از اينكه اجسام محدودى در جهان وجود دارد؛ براهين عقلى هم از ديدگاه فلاسفه بر اين امر دلالت مى كند كه ابعاد، متناهى است.[١] طبعاً متناهى بودن ابعاد به معناى نهايت داشتن آنها است. و نهايت جسم، همان سطح آن است. در نتيجه، سطح هم وجود دارد.
[١] البته، براهين تناهى ابعاد به نظر ما قابل مناقشه است.