شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٢ - توضيحى فزونتر درباره عَرَضيّت سطح
نسبت دهيم موضوع واحد مشخصى خواهد داشت. و با تغيير شكل در جسم، موضوع از بين نمى رود. زيرا، خودِ جسم همچنان باقى است.
حاصل آنكه: هرگز يك سطح به سطح ديگرى تبديل نمى شود؛ بلكه سطح نخستين از بين مى رود و سطح ديگرى بجاى آن بوجود مى آيد؛ امّا جسم واحد مى تواند اشكال و ابعاد گوناگونى را بپذيرد كه يكى پس از ديگرى در آن بوجود آيد؛ و جسميّتِ آن بى هيچ كم و كاستى باقى بماند.
درباره اين مطلب، پيش از اين نيز اشارتى داشته ايم كه هرگاه جسمى داراى سطح مستوى باشد، آنگاه به سطح مستدير تبديل شود، سطح پيشين به طور كلى از بين مى رود؛ نه اينكه سطح پيشين باقى باشد و شكل جديدى پيدا كند.[١]
توضيحى فزونتر درباره عَرَضيّت سطح
پيش از اين درباره اين نكته سخن گفتيم كه سطح داراى حيثيتهاى مختلفى است. از جمله اينكه سطح، نهايت جسم مى باشد؛ نهايت جسم تعليمى است؛ مقدار است يعنى صلاحيت اندازه گيرى و سنجش را دارد. همچنين پذيرنده دو بُعد است. امّا، اين دو حيثيّت مورد لحاظ در سطح: حيثيّت قابليّت براى دو بُعد، و حيثيّت قابليّت براى اندازه گيرى و سنجش؛ متفاوت اند. ولى با آنكه حيثيّت قابليّتِ آن براى دو بعد غير از حيثيّتِ قابليت آن براى اندازه گيرى است امّا، اين دو حيثيّت با هم متلازم اند.
گاهى، تشخص نخستين سطح از بين مى رود و بجاى آن سطح ديگرى پديد مى آيد؛ در اين صورت، بين اين دو سطح، معناى مشتركى باقى نمى ماند. همانند جسم نيست كه اشكال مختلفى بر آن عارض مى شود، و با آنكه شكلش عوض مى شود، جسميّتش همچنان باقى مى ماند. چنانكه اگر يك قطعه موم را به شكل
[١] علاّمه طباطبائى(رحمه الله) در نهاية الحكمة اين نظريه را مى پذيرند كه ميان سطوح، اختلافِ نوعى وجود دارد. چنانكه خطوط نيز اختلاف نوعى دارند. هيچگاه خطّ مستقيم به خط منحنى تبديل نمى شود. تبديل خط مستقيم به خط منحنى بدان معنا است كه خط مستقيم از بين رفته و بجاى آن خطّ منحنى نشسته است. (ر، ك: نهاية الحكمة، مرحله ششم، فصل دهم) همچنين رجوع كنيد به تعليقه استاد بر نهاية الحكمة، شماره ١٦١ و ١٦٢.