شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢١ - توضيح بيان مصنّف
بدان منتقل مى شود به دو جوهر تبديل مى شود يا يك جوهر باقى مى ماند؟ دو تا وحدت خواهد داشت يا يك وحدت؟
بنابراين، در آن صورت كه وحدت به جوهرى منتقل مى شود، دوباره همان سخنان مطرح مى شود و لازمه اش آن است كه جوهر مفروضْ دو جوهر باشد!
و اگر بگوييد يك وحدت داريم كه در دو جوهر قرار دارد. معنايش اين است كه يك وحدت، در عين آنكه يك وحدت است، دو تا باشد. زيرا، هر يك از آن دو موضوع به تنهايى اقتضاى وحدت دارند. در حالى كه وحدتى كه صفت براى اين دو جوهر قرار مى گيرد يك وحدت است. پس، وحدت در عين حالى كه يك وحدت است بايد دو تا باشد. يكى صفت اين جوهر، و ديگرى صفت آن جوهر! در نتيجه، وحدت بايد دوگانه باشد!
پس، اگر وحدت، صفت براى جوهرى باشد هرگز از آن مفارقت نخواهد كرد. يعنى جوهر واحد، هميشه جوهر واحد است و ممكن نيست صفت وحدت از آن مفارقت كند.
وَنَبْتَدِئُ فَنَقُولُ: اِنَّهُ اِنْ كانَتِ الْوَحْدَةُ لَيْسَتْ مُجَرَّدَ اَنَّها لا تَنْقَسِمُ، بَلْ كانَتْ وُجُوداً لا يَنْقَسِمُ حَتّى يَكُونُ الْوُجُودُ داخِلاً فىِ الْوَحْدَةِ لا مَوضُوعاً لَها، فَاِذا فَرَضْنا اَنَّهُ قَدْ فارَقَتْ هذِهِ الْوَحْدَةُ اَلْجَوْهَرَ اِنْ كانَتْ يُمْكِنُ اَنْ تُوجَدَ بِذاتِها كانَتْ وُجُوداً لا يَنْقَسِمُ مُجَرَّداً[١] وَ لَمْ تَكُنْ وُجُوداً لا يَنْقَسِمُ فَقَطُّ[٢]، بَلْ تَكُونُ الْوَحْدَةُ وُجُوداً جَوْهَرِيّاً لا يَنْقَسِمُ اِذا قامَ ذلِكَ الْوُجُودُ لا في مَوْضُوْع. فَلا تَكُونُ لِلاَْعْراضِ وَحْدَةٌ بِوَجْه مِنَ الْوُجُوهِ. وَ اِنْ كانَ لِلاَْعْراضِ وَحْدَةٌ تَكُونُ وَحْدَتُها غَيْرَ وَحْدَةِ الْجَوْهَرِ؛ تَكُونُ الْوَحْدَةُ تُقالُ عَلَيْها بِاشْتِراكِ الإِْسْمِ.
[١] يعنى آن وجودى كه از موضوع خود مجرّد شده، و از موضوع خود مفارقت كرده،اينك خود يك موضوعى است مفارق با آن موضوع نخستين، ويژگى آن اين است كه انقسام نمى پذيرد. پس، غير از «لا ينقسم» بودن، وجود هم هست. [٢] يعنى نمى توان گفت آن موضوع مفارق، تنها دو ويژگى دارد: ١ ـ عنوان وجود ـ ٢ ـ عنوان عدم انقسام. نه، داشتن اين دو ويژگى را نمى توان به صورت بشرط لا در نظر گرفت. يعنى نمى توان گفت كه دو تا عنوان دارد: يكى وجود ويكى هم لاتنقسم، هيچ چيز ديگرى در كار نيست. بلكه بايد گفت كه آن وحدت، وجودِ جوهرى است كه انقسام نمى پذيرد. يعنى بايد براى موضوع جدا شده از موضوع پيشين، سه ويژگى لحاظ كرد: ١ـ عنوان وجود؛ ٢ـ عنوان جوهر؛ ٣ـ عنوان عدم انقسام.