شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٤ - ديدگاه صدرالمتألهين درباره معيار اندراج يك ماهيّت تحت مقولات
مى شود، پس «واحد» جزء كمّ منفصل هم نيست. همچنين در شمار كيف و ساير مقولات نسبيّه هم قرار ندارد.
بنابراين، وحدت، عرضى است بسيط؛ امّا مقولات، اجناس عاليه هستند، يعنى مفهومهاى جنسى اند كه بايد فصلى را بدانها افزود تا نوعى از آنها پديد آيد. پس، آنچه در مقولات مى گنجد ماهيات مركبّه از جنس و فصل است. امّا اگر ماهيتى بسيط باشد؛ ديگر جنس و فصل نخواهد داشت و چنين ماهيتى، تحت هيچ مقوله اى قرار نخواهد گرفت.
ديدگاه صدرالمتألهين درباره معيار اندراج يك ماهيّت تحت مقولات
صدرالمتألهين در باب مقولات با اشاره به مطلب پيشين چنين مى گويد: اينكه گفته مى شود اجناس عاليه، ده تا هستند بدان معنا نيست كه هر ماهيتى ناگزير در يكى از آن ده تا جاى مى گيرد. خير! ماهياتى در آن ده تا مندرج مى شوند كه مركب از جنس و فصل باشند و مقولات ده گانه جنس هاى عالى آنها به شمار آيند[١].
وحدت، ماهيتى بسيط است كه داخل در تحت هيچ مقوله اى نيست؛ و مع ذلك، عنوان عَرَض بر آن صادق است. يعنى ماهيتى است كه «اذا وجدت، وجدت فى موضوع».
بنابراين، نمى توان بر جناب شيخ خرده گرفت كه اگر شما وحدت را جزء اعراض بينگاريد لازمه اش آن است كه حتماً آن را داخل در تحت يكى از مقولاتِ عرضى بدانيد. زيرا، به نظر ايشان عنوانِ عرض بر وحدت صدق مى كند آن هم صدقِ عَرَضى! چنانكه بر ساير مقولات نيز عرض، صدق مى كند. امّا نه به عنوان جنس، بلكه به عنوان يك محمولِ عرضى براى اعراض. چه، مفهوم عرض ديگر خودش جنس نيست. اين مفهوم عَرَض، علاوه بر آنكه بر آن نُه مقوله عَرَضى صدق مى كند، بر دو ماهيّت ديگر نيز صدق مى كند: يكى ماهيتِ وحدت، و ديگرى ماهيت نقطه است.
[١] ر.ك: تعليقه استاد بر نهاية الحكمة، ص ٢٠١ ـ ٢٠٢.