شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٠ - نظريه مختار در حقيقت وحدت و كثرت
همچنين در آنجا كه زيد متصف به وحدت مى شود، وحدت، به طور مستقل از زيد و به خودى خود تحقّق نمى يابد. بايد حتماً در يك ذات به وجود آيد. پس، وحدت هم «موجودٌ فى موضوع» و آن موضوع همان جوهر است كه بى نياز از اين عرض است. پس، تعريف عرض بر «وحدت» صادق است، بدين ترتيب، عَرَض بودنِ وحدت به اثبات مى رسد.
حقيقت وحدت و كثرت از ديدگاه مصنف
تاكنون اين مطلب واضح شد كه مفهوم وحدت و كثرت و عدد، بديهى اند؛ و آنچه در تعريف آنها آورده مى شود، از باب شرح اللفظ و تعريف تنبيهى است. و چون مفهوم كثرت به ذهن نزديكتر است از اين مفهوم براى تنبيه بر مفهوم وحدت استفاده مى شود.
اكنون مى خواهيم به بحث درباره مطلب «ماى حقيقيّه» بپردازيم. چنانكه اشاره كرديم گويى بحث درباره «ماى شارحه» انجام شده است. گرچه در واقع، مطلب مذكور، ماى شارحه ندارد و تعريف آن، شرح اللفظ يا تنبيهى است. به هر حال از آن بحث فارغ گشته ايم و اينك درباره حقيقتِ وحدت و كثرت بحث مى كنيم. حقيقت وحدت چيست؟ چه ماهيتى دارد؟ از چه مقوله اى است؟
نخست بايد در اين باره به بحث بنشينيم كه آيا اساساً وحدت و كثرت از مقوله جوهرند يا از مقوله عرض! دليل اينكه بحث چنين آهنگى به خود مى گيرد آن است كه وحدت و كثرت، واجب الوجود نيستند. و چيزى كه واجب الوجود نباشد طبق نظر قوم به ناچار يا جوهر است و يا عرض! از اين رو، بايد در آغاز در اين باره بحث شود كه آيا وحدت و كثرت جوهرند يا عرض؟
مصنف در اين بحث از همين شيوه استفاده مى كند. بر اين اساس در صدد آن است كه اثبات كند وحدت، عرض است. كثرت و عدد هم عرض مى باشند.
نظريه مختار در حقيقت وحدت و كثرت
ديدگاه مصنف درباره حقيقت وحدت و كثرت ـ چنانكه اشاره كرديم ـ آن است