شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨ - مقوله كم و كيف
به آن است. بنابراين، چنانكه ملاحظه مى شود شبهاتى در اين زمينه ها وجود دارد. از اين رو، بايد نخست به تعريف كميت و حقيقت اين مقوله بپردازيم؛ آنگاه با اثبات عرضيّت آن، به شبهاتى كه در اين باره وجود دارد پاسخ دهيم.
لكن، پيش از پرداختن به اين مباحث، بحث ديگرى را بايدمطرح كنيم كه طرح آن ضرورى مى نمايد. و آن بحث درباره «وحدت» است. زيرا، عدد و كم منفصل كه يكى از اقسام مقولات است در نگاه حكيمان از عدد دو به بعد تشكيل مى شود. ولى قوام هر عددى به واحد است. و عدد دو از دو «واحد» تشكيل مى يابد. و اعداد بزرگترْ از چند «واحد» تشكيل مى شوند. بنابراين، مبدء همه اعداد، «واحد» است. از اين رو، ناگزيريم كه از چند جهت، بحث درباره «وحدت» را بر بحث درباره مطلق كميّت، مقدم بداريم:
الف ـ جهت نخست آن است كه اصولاً مفهوم واحد يكى از مفاهيم عامه است، همچون مفهوم وجود. و چنانكه مى دانيم در لسان حكيمان، مساوقت مفهوم وحدت با مفهوم وجود، مشهور است. «كل موجود بما هو موجود واحد» «فكل واحد بما هو واحد فهو موجود»
و چون بحث ما تاكنون درباره وجود بود و اقسام آن را بررسى مى كرديم، مناسب است كه از اين همتاى وجود (يعنى واحد) نيز پيش از ساير مفاهيم فلسفى بحث كنيم.
ب ـ جهت ديگر براى مقدم داشتن بحث از وحدت بر بحث از مطلق كميت، آن است كه وحدت به گونه اى مبدئيت و عليّت دارد براى كميّت ه؛ امّا، نسبت به كم منفصل كه پر واضح است. زيرا، اين همان واحد است كه با تكرّر خودش، عدد را مى سازد. هر گاه واحد يك بار تكرار شود، عدد دو پديد مى آيد. واگر دگر باره مكرّر شود، عدد سه به وجود مى آيد. و همين طور از تكرار بيشتر واحد، اعداد بزرگتر پديد مى آيد.
بنابراين، منشأ پيدايش كم منفصل، وحدت است، از اين رو، جا دارد كه پيش از پرداختن به مباحث مربوط به كم منفصل، به مبدء آنها بپردازيم.
امّا، درباره كمّ متصل بايد گفت: كمّ متصل نوعى كميت است كه «اتّصال» فصل