شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٠ - عرضيّت مقوله اضافه و مقولات نسبى
مبناى كسانى كه مقولات را از جمله اعراض مى دانند، اضافه مقوله اى است كه عرض بودن آن از همه مقولات روشنتر است. امّا، اگر كسى معتقد باشد كه همه مقولات، از قبيل معقولات ثانيه هستند و اساساً هيچ ماهيّتى ندارند و نمى توانند ماهيّت داشته باشند، چنين كسى ديگر نيازى به اثبات عرضيّت آنها ندارد؛ و آسوده خاطر است.[١]
كسانى بايد عرضيّت آنها را اثبات كنند كه قائل به مقوله بودن آنها هستند و آنها را از جمله مفاهيم ماهوى مى دانند نه مفاهيم فلسفى.
علاوه بر اضافه، شش مقوله ديگر هم از مقولات نسبى هستند. همچون: أين، متى، وضع، فعل و انفعال، اينها نيز از آن رو كه مشتمل بر مفهوم نسبت مى باشند بى ترديد نيازمند موضوع هستند.
تذكر: يكى ديگر از مقولات نه گانه، «جده» است كه ظاهراً در اينجا از قلم جناب شيخ افتاده است. صِرف اينكه ايشان در مقوليّت «جده» تشكيك كردهاند دليل نمى شود كه آن را در اينجا ذكر نكنند.
به هر حال، اين امور نسبى حالاتى هستند كه عارض اشيائى مى شوند. در واقع وجود اين حالات، در اشياء است، يعنى وجود «فى الموضوع» دارند. و از اين جهت جاى بحثى براى آنها نيست. همه مقولات نسبى، عرضى هستند و وجودشان در موضوع است.
تنها در اين باره بحث مطرح مى شود كه آيا وجود «ان يفعل» درفاعل است يا در مفعول؟ ممكن است كسى بگويد كه وجود «أن يفعل» در فاعل نيست بلكه در مفعول است، و ما هم سخن او را بپذيريم، در اين صورت هم ضررى به آنچه ما در صدد اثبات آن هستيم و قصد ايرادش را داريم نمى زند. ما بر آنيم كه عرضيّت آن را اثبات كنيم. خواه در فاعل باشد و خواه در مفعول. به هر حال «أن يفعل» وجود فى الموضوع خواهد داشت.
بنابراين، آنها هم كه مى گويند وجود «أن يفعل» در مفعول است، آنها نيز در عرضيّتش ترديد نمى كنند.
[١] ر.ك: تعليقه استاد بر نهاية الحكمه ص ١٨٦ ـ ١٩١، شماره ١٩٣ ـ ١٩٢.