شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٥ - نسبت ميان مادّه و صورت
صورت نسبت به كل جسم، يك نوع علّيت دارند. زيرا، اجزاء، تشكيل دهنده كلّ هستند و تا جزء نباشد كلّ تحقق نمى يابد. آنسان كه مى توان گفت: «الكلّ يتوقّف على اجزائه». به اين لحاظ مى توان گفت، مادّه كه جزئى از جسم به شمار مى آيد، علّت مادّى براى پيدايش جسم است. صورت نيز كه جزء ديگر جسم محسوب مى شود، علّت صورى براى پيدايش جسم است.
پس، هر يك از آن دو، نسبت به خود جسم يك نوع عليّت دارند. و اين، مقتضاى هر نوع تركيبى است، يعنى هر جا تركيبى از دو چيز يا چند چيز وجود داشته باشد، هر يك از اجزاء نسبت به كلّ، نوعى علّيت دارند.
آنچه درباره علّيت داخلى گفته مى شود، همين علّيت ماده و صورت، نسبت به كلّ جسم است.
نسبت ميان مادّه و صورت
اكنون، سخن در اين است كه آيا بين مادّه و صورت چه نسبتى وجود دارد؟ رابطه آن دو با يكديگر چگونه است؟ آيا آن دو هم نسبت به يكديگر عليّت دارند، يا آن دو در عرض هم هستند و بين آنها رابطه علّى و معلولى برقرار نيست و هيچكدام بر ديگرى تقدّم رتبى ندارند؟ به ديگر سخن آيا آن دو از نظر مرتبه وجودى متكافئ هستند يا يكى تقدّم وجودى بر ديگرى دارد؟
اين مطلب، مسئله اى است كه مصنف در اين فصل به بررسى آن پرداخته است، در حالى كه بيان ايشان از انسجام كافى برخوردار نيست.
حاصل سخن مصنف در اين فصل، اين است:
نخست بايد دو مطلب را به خوبى مورد توجّه قرار داد:
الف ـ ماده بدون صورت تحقق پيدا نمى كند. اين مطلب را در فصل گذشته به تفصيل اثبات كرديم.
ب ـ صورت جسمانى هم بدون مادّه تحقق نمى يابد. اين مطلب را مستقلا مورد بحث قرار ندادند، چنانكه ما نيز فصلى را در اين باره نگشوديم كه صورت جسمانى هم بدون مادّه تحقق نمى يابد؛ لكن، از لابلاى سخنان پيشين مصنف،