شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٤ - تقدم رتبى صورت بر مادّه
هيولى و صورتى است كه هم اينك با يكديگر تركيب شدهاند. نه نسبت به يك صورتى كه در آينده خواهد آمد.
معناى استعداد آن نيست كه بايد چيزى با چيز ديگرى كه موجود است سنجيده شود. بلكه بايد با چيزى سنجيده شود كه مى تواند به آن تبديل شود و در آن به وجود آيد. و وقتى آن شىء به وجود آمد، استعدادِ پيشين از بين مى رود. گرچه ممكن است به يك معنا گفته شود هيولى هم استعداد صورت را دارد. ولى اين مطلب در جاى خودش صحيح است. در اينجا هيولى عين ذات استعداد است و صورت را پذيرفته است. اقتضاى مفهوم استعداد و رابطه بين مستعدّ و مستعدّله آن نيست كه با هم باشند؛ بلكه اگر عكسش را بگوييم سزاوارتر است. مى گوييم مستعدٌّله وقتى تحقق پيدا مى كند كه استعداد از بين برود.
جمله «و اِنْ كان يجوز ذلك» را مى توان دنباله مطلب پيشين گرفت. همچنين مى توان آن را از باب استيناف، اوّل مطلب بعدى، فرض كرد.
يعنى چون كه اضافه ميان ماده و صورت، اضافه ماهوى نيست. بنابراين، اگر تلازم ديگرى وجود داشته باشد و چنين تلازمى جايز باشد يكى از شقوق آينده خواهد بود.
اين تلازم (كه بين ماده و صورت است) از دو حال خارج نيست:
الف ـ (٢) يا تلازمى است كه بين علّت و معلول وجود دارد. يعنى چون بين مادّه و صورت رابطه علّيت و معلوليت وجود دارد؛ از اين رو، با يكديگر تلازم در وجود دارند نه تلازم در مفهوم و ماهيّت.
ب ـ (٣) يا تلازمى است كه بين دو شىء متكافئ الوجود برقرار است. و آن دو در عرْض هم هستند و هيچگونه تقدّم و تأخّرى بين آنها نيست. نه هيچكدام از آنها علّت اند و نه معلول، و در عين حال، از يكديگر جدا نمى شوند.
تقدم رتبى صورت بر مادّه
بعد از آنكه ثابت شد (به نظر مصنف و ساير مشائيّن) جسم جوهرى است مركّب از دو جوهر ديگر به نام مادّه و صورت، اين مطلب نيز ثابت مى شود كه ماده و