شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - مقدّم بودن صورت بر مادّه از لحاظ مرتبه وجودى
موجبَ رفع، إنْ كانَ و لابدّ. و قد عرفتَ الْفرقَ بينَ الْوَجْهَيْنِ، فقدْ عرفتَ أنَّ الشىءَ الّذي رفعُه علّةً لرفعِ شىء آخَر فهو علّتُه، فقدْ بانَ هذا لكَ قَبْلُ فى مواضعَ علَى التَّفْصيلِ و سَيَزْدادُ ايضاحاً في خِلالِ ما نَفْهَمُه.
فصل چهارم
مقدّم بودن صورت بر مادّه از لحاظ مرتبه وجودى
در فصل پيشين، اين نتيجه به دست آمد كه: ماده جسمانى (هيولاىِ اولى) در پرتو صورت، قوام و فعليّت مى يابد. يعنى در صورتى مادّه جسمانى، بالفعل تقوّم مى يابد كه صورت جسمانى موجود باشد. از اين رو، مادّه بدون صورت هيچ گاه تحقّق نمى يابد. از سوى ديگر، صورت هم بدون مادّه تحقّق پيدا نمى كند. يعنى وجود مادّه و صورت با يكديگر تلازم دارند. نه مادّه از صورت جدا مى شود و نه صورت از مادّه جدا مى شود. امّا، چنانكه گفتيم، مصنف، قسم دوّم را مستقلا مطرح نكرده است، بلكه از لابلاى سخنان وى دليلى بر مطلب مذكور به دست مى آيد.[١] آرى، اكنون كه ثابت شده است مادّه و صورت از يكديگر جدا نمى شوند و با هم متلازمند خوب است نوع تلازم بين آن دو نيز معلوم شود.
مصنف مى گويد: رابطه ميان آن دو از چند صورت خارج نيست:
١ـ يا رابطه آن دو، از قبيل رابطه تضايف است كه تلازم آنها به حسب ماهيت و مفهوم خواهد بود. و اگر چنين باشد ماهيّت هيچ يك از آن دو جز با قياس به ديگرى تعقّل نمى شود و چنين تلازمى تنها در ميان متضايفات برقرار است. چنانكه مفهوم «ابن» بدون مفهوم «اَب» تصوّر نمى شود.
امّا، تلازم ميان مادّه و صورت از اين قبيل نيست. ما بسيارى از صورِ جسمانى را درك مى كنيم در حالى كه بايد با زحمت وجود مادّه را براى آنها اثبات كنيم. اگر اساساً صورت بدون ماده تعقّل نمى شود؛ چرا ما براى اثبات وجود مادّه اين همه به زحمت مى افتيم؟!
[١] پيش از اين اشاره كرديم كه مرحوم صدرالمتألهين در اين باره، بيان مفصلى دارند: ر.ك: تعليقه بر شفا، ص ٧٤.