الكشكول - الشيخ البهائي - الصفحة ٤١١
الى وصول الجبهة اليها فكأنه قال يخرون لاجل وصول الأذقان الى الارض، لان الانحطاط اكثر في وصول الاذقان من وصول الجبهة اليها و حاصله انهم يبالغون في الخرور و يلصقون بالارض ما يمكن ايصاله بها من الوجه انتهى كلامه.
قال الفاضل البيضاوي في تفسير «يخرون للاذقان يبكون» يسقطون على وجوههم تعظيما لامر اللّه او شكرا لانجازه وعده، ثم قال و ذكر الذقن لانه أول ما يلقى الارض وجه الساجد و اللام لاختصاص الخرور انتهى كلامه.
(سعدي)
جهان متفق بر الهيتش # فرو مانده در كنه ماهيتش
بشر ما وراى جلالش نيافت # بصر منتهاي كمالش نيافت
نه بر اوج ذاتش پرد و مرغ وهم # نه در ذيل وصفش رسد دست فهم
درين ورطه كشتى فرو شد هزار # كه پيدا نشد تختهء بر كنار
چه شبها نشستم در اين سير گم # كه دهشت گرفت آستينم كه قم
محيطست علم ملك بر بسيط # قياس تو بروي نگردد محيط
نه ادراك بر كنه ذاتش رسد # نه فكرت بغور صفاتش رسد
كه خاصان درين ره فرس راندهاند # بلا احصى از تك فرو ماندهاند
نه هر جاي مركب توان تاختن # كه جا جا سپر بايد انداختن
اگر سالكي محرم راز گشت # بندند بروي در باز گشت
كسيرا درين بزم ساغر دهند # كه داروى بيهوشيش در دهند
كسى ره سوي گنج قارون نبرد # وگر بر دره باز بيرون نبرد
نديدم در اين موج درياى خون # كز و كس ببر دست كشتى برون
اگر طالبي كين زمين طي كني # نخست اسب باز آمدن پى كني
همه بضاعت خود عرضه ميكنند آنجا # قبول حضرت حق تا كدام خواهد بود
سخن ماند از عاقلان يادگار # ز سعدي همين يك سخن گوشدار
گنه كار انديشه ناك از خداي # بسى بهتر از عابد خودنماى
من النهج خالطوا الناس مخالطة ان متم معها بكوا عليكم و ان عشتم حنوا اليكم.
من كلامهم: من تاجر اللّه لم يوكس بيعه و لم يبخس ريعه لا ينال ما عند اللّه الا بعين