الكشكول - الشيخ البهائي - الصفحة ٧٧
فراق يار اگر اندكست اندك نيست # درون ديده اگر نيم تار موست بد است
في ذم من صرف اوقاته بمطالعة الكتب غافلا عن المبدأ:
خدمت مولوى چه صبح و چه شام # كرده اندر كتابخانه مقام
متعلق دلش بهر ورقى # در خيالش ز هر ورق سبقى
نه شبش را فروغى از مصباح # نه دلش را گشادى از مفتاح
نه بجانش طوالع انوار # تافته از مطالع اسرار
كرده كشاف بر دلش مستور # نور كشف شهود و ذوق حضور
از مقاصد نديده كسب نجات # بىخبر از مواقف عرصات
از هدايت فتاده در خذلان # و ز بدايت نهايتش حرمان
بىفروغ وصول تيره و تار # از فروع و اصول كرده شعار
كرد خانه كتابهاى سره # از خرى همچو خشت كرده خره
سوى هر خشت از او چو رو كرده # در فيضى برخ بر آورده
قصر شرع نبى و حكم نبى # جز بآن خشتها نكرده بنى
زان بمجلس زبان چه بكشايد # سخنش جمله قالبى آيد
صد مجلد كتاب بكشاده # در عذاب مخلد افتاده
سر پر انديشههاى گوناگون # لب پر افسانه دل پر از افسون
اين بود سيرت خواص انام # چون بود حال عام كالانعام
عام را خود ز شام تا بسحر # نيست جز خواب و خورد كار ديگر
صلح و جنگش براى اين باشد # نام و ننگش براى اين باشد
سخن از دخل و خرج خواند و بس # شهوت بطن و فرج راند و بس
همتش نگذرد ز فرج و گلو # داند از امر فانكحوا و كلوا
من كتاب قوت القلوب: عن أمير المؤمنين عليّ (ع) ، أنّ للّه تعالى في خلقه مثوبات فقر، و عقوبات فقر، فمن علامات الفقر، إذا كان مثوبة أن يحسن عليه خلقه، و يطيع ربه، و لا يشكو حاله، و يشكر اللّه تعالى على فقره، و من علامة الفقر إذا كان عقوبة أن يسوء عليه خلقه، و يعصي فيه ربّه و يكثر الشكاية، و يتسخط القضاء، و هذا النوع من الفقر هو الذي استعاذ منه النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم.
قال الشيخ عبد الرزاق في شرح منازل السائرين: العشق العفيف أقوى سبب في