الكشكول - الشيخ البهائي - الصفحة ٢٠٢
قال واحد من الاكابر: لو لم يكن للدنيا عيب سوى انها عارية، لوجب ان لا يلتف صاحب الهمة اليها كما يستنكف اصحاب المروة عن استعارة اسباب التجمل.
(جامي)
كنگر ايوان شه كز كاخ كيوان برتر است # رخنهها دان كش بديوار حصار دين در است
چون سلامت ماند از تاراج بعد اين حصار # پاسبان در خواب و بر هر رخنه دزدى ديگر است
گر ندارد سيم و زر دانا منه نامش گدا # در برش دل بحر دان و او شه بحر و بر است
كيسه خالي باش بهر رفعت يوم الحساب # صفر چون خاليست ز ارقام عدد بالاتر است
زر نه و مردي كن و دست كرم بگشا كه زر # مرد را بهر كرم زن را براى زيور است
نيست سرخ از اصل گوهر تنگه زر گوئيا # بهر داغ بخل كيشان گشته سرخ از او زر است
هركه آخر ساخت شهوت هم خردل گر بعقل # خود بفهم خورده دانايان هم خردل بر است
دست ده بار استان در قطع پستيهاى طبع # بي عصا مگذر كه در راه تو پس جوي جر است
چون كنند اهل حسد طوفان طريق حلم گير # گاه موج آرام كشتى دار ثقل لنگر است
با حسودان لطف خوش باشد ولى نتوان به آب # كشتن آتش كه اندر سنگ آتش مضمر است
هست مرد تيره دل در صورت اهل صفا # چون زن هندو كه از جنس سفيدش چادر است
گر ندارد سيم و زر دانا منه نامش گدا # زانكه اندر بحر دانش او شه بحر و بر است