فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٧٥ - ه
جوشش يا همت، سعى و كوشش است كه براى انجام كارى صورت مىگيرد، و به آرزوها و تصميمات اطلاق مىشود. همت عالى به معنى عزم راسخ و قوى است.
همت اصطلاحا عبارت است از قصد و توجه دل به تمام قواى روحانى و هدايت آنها به سوى حق براى وصول به كمال براى خود يا براى ديگران. اين واژه به اخلاص نسبت به شىء يا شخص معينى نيز اطلاق مىشود و به اين معنى مترادف حماسه (پهلوانى) و حميّت و جوانمردى است.
هندسه
فارسى/ هندسه
فرانسه/Geometrie
انگليسى/Geometry
لاتين/Geometria
١- هندسه يك واژه فارسى معرب و اصل آن، «اندازه» است و واژه يونانى آن، «جومتريا» است و مفهوم آن، پيمودن و اندازهگيرى زمين است. (مفاتيح العلوم خوارزمى) كتاب اقليدس در صناعت هندسه، اولين كتاب در اين فن است كه از آثار يونانى در زمان ابو جعفر منصور به زبان عربى ترجمه شده و به كتاب «اصول» موسوم است.
٢- علم هندسه در نظر قدما مترادف علم رياضى است.
ابن خلدون گويد: اين علم «مطلقا نظر كردن در مفاهيم است و به دو قسمت متّصل و منفصل تقسيم مىشود. منفصل از اين جهت كه به عدد بيان مىشود و متّصل، اگر داراى يك بعد باشد خط است و اگر داراى دو بعد باشد سطح است و اگر داراى سه بعد باشد جسم تعليمى است. اين مقادير و آنچه عارض آنها شود، يا ذاتا و يا نسبت به يكديگر، مورد مطالعه واقع مىشود.» (مقدمه) و نيز گفته است: «بدان كه هندسه روشنى عقل و استقامت فكر به انسان مىدهد. زيرا براهين آن تماما داراى نظام روشن و ترتيب واضح است و قياسهاى آن، به موجب ترتيب و انتظامى كه دارند، ممكن نيست كه خطا باشند. بنا بر اين فكر، با تمرين در هندسه، از خطا مصون مىماند و از اين طريق انسان مىتواند عقل خود را در اين زمينه پرورش دهد» (همان جا) اين عقلى است كه پاسكال آن را عقل هندسى ناميده است و مقصود از آن، عقل رياضى است كه كاربرد براهين را استوار مىكند و مىداند كه چگونه بايد نتايج را از مقدمات برآورد.
٣- در نظر متفكران جديد، هندسه بخشى از رياضيات است و علمى است كه از شكل و وضع اجسام و خواص شكل آنها، از اين جهت كه اين خواص، نتيجه صورى تعريف اشكال است، بحث مىكند. به اين جهت گفتهاند:
هندسه علمى است كه خواص مكان را، از اين جهت كه داراى بعد واحد يا دو بعد يا سه بعد است، مورد تحقيق قرار مىدهد.
٤- از مهمترين بخشهاى هندسه در نظر متفكران جديد، هندسه تحليلى است، و آن هندسهايست كه دكارت از طريق كاربرد جبر در هندسه، آن را اختراع كرده است.
هندسه تحليلى كم متصل را توسط اعداد نشان مىدهد؛ چنانكه قدما، خصوصيات كم منفصل و روابط عددى را توسط اشكال و صور نشان مىدادند.
٥- هندسهاى كه از خواص مكان سه بعدى بحث مىكند، هندسه اقليدوسى ناميده مىشود. اما هندسهاى كه فضايى غير از فضاى اقليدسى را مورد تحقيق قرار دهد (مثل هندسه ريمان) و فضايى را تصور كند كه ابعاد آن نامحدود باشد، هندسه غير اقليدسى ناميده مىشود. اين هندسه انتزاعىتر از هندسه اقليدسى و اعم از آن است.
هو
فارسى/ او
فرانسه/Soi ,Soimeme ,Lui
انگليسى/Himself ,Herself ,itself
«او ضمير غايب مفرد است و در زبان فلسفه به معانى زير به كار مىرود:
١- او رابطه و در واقع به معنى وجود است. از اين جهت رابطه است كه بين دو معنى رابطه برقرار مىكند. چنانكه مىگوييم: «زيد اوست كاتب» [اين تركيب فقط در زبان عربى است و در زبانهاى هند و اروپائى از جمله زبان فارسى كار رابط را افعال ربطى انجام مىدهند و به ذكر «او» در جمله نيازى نيست.] معنى اين قضيه اين است كه:
زيد يك موجود كاتب است. (فارابى، تعليقات).
٢- او مطلق «اويى است كه وجود آن متوقف بر موجود ديگرى نيست. زيرا هر موجودى كه موجوديت آن متوقف بر موجود ديگرى باشد، وجود آن، مستفاد از آن غير است و تا