فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٣٣ - خ
در علم اخلاق افعال خالص به معنى افعالى است كه آميخته به پليدى و ناپاكى نباشد يعنى افعالى كه از هر عيبى پاك باشد.
و نيز گفتهاند خالص چيزى است كه جانب خداوند بدان افزوده گردد، و خالص چيزى است كه جز طلب قرب خدا عاملى نداشته باشد، و خالص چيزى است كه از تمام كدورات ريا، حزن، شرك، باطل، منكر، و امثال آن پاك باشد.
هنر خالص هنرى است كه مركب از صور و اشكالى باشد كه از طبيعت الهام نشده باشد. اين هنرها را هنر تجريدى يا مجرد گويند.
شعر خالص شعرى است كه فقط متكى بر موسيقى الفاظ باشد، بدون توجه به معانى آنها.
خام
فارسى/ ناپخته
فرانسه/Brut
انگليسى/Brutus
هر چيز تازهاى كه به قصد تناسب بخشيدن به آن و پاك كردن و پالودن آن، در آن دست نبردهاند، خام است و هر چيزى كه دست صنعت به آن نرسيده است پاك است، مثل الماس ناسفته و سنگ نتراشيده و پوست دباغى نشده و جامه دوخته نشده. اين لفظ را استعاره كرده و به هر چيزى كه عقل آن را به صلاح و تهذيب نياورده باشد اطلاق مىكنيم.
بنا بر اين در روانشناسى، خام عبارت است از پديده مستقيم روانيى كه عقل آن را اصلاح و تنظيم نكرده باشد. در اصطلاح منطقيان حادثه خام عبارت است از يك واقعه عينى كه با پديدار فرق دارد، زيرا حادثه خام امرى حسى است در حالى كه پديدار امرى تجريدى است.
خبر
فارسى/ آگاهى
فرانسه/Information ,Enonciation
انگليسى/Information ,Enunciation
لاتين/Informatio ,Enunciatio
خبر به معنى چيزى است كه سخنى يا نوشتهاى توسط آن نقل و بيان گردد. در اصطلاح منطقيان خبر چيزى است كه پذيراى صدق و كذب باشد. جمع اين كلمه اخبار است. و نيز در اصطلاح اصوليان، منطقيان و متكلمان جمعا، خبر به سخن تام غير انشائى اطلاق مىگردد. بنا بر اين كسى كه به كلام ذاتى قائل نباشد، خبر را به سخنى اطلاق مىكند كه نوعى كلام لفظى است و جز آن چيزى نيست، اما كسى كه به كلام ذاتى قائل باشد، خبر را هم به قالب (صيغه) كلام و هم به معنائى كه قسمتى از كلام ذاتى است، اطلاق مىكند.
خبر را به معنى اخبار، يعنى كشف و اعلام نيز به كار بردهاند. چنانكه گفتهاند: صدق عبارت است از خبر از چيزى، آن چنان كه وجود دارد، و نيز وزارت اطلاعات و اخبار، گفتهاند.
معتزليان خبر را چنين تعريف كردهاند: سخنى كه پذيراى صدق و كذب باشد. اخيرا بعضى خبر را چنين تعريف كردهاند: خبر مركب از دو امرى است كه به انتساب يكى از آنها به ديگرى حكم شود و اين نسبت يك نسبت خارجى است كه سكوت در مورد آن جايز است به نظر ما بهترين تعريف خبر، اين سخن منطقيان است كه گفتهاند:
خبر چيزى است كه محتمل صدق و كذب است.
خبر بر سه قسم است: اول- آنچه صدق آن دانسته شود:
و آن يا ضرورى است يا نظرى. دوم- آنچه كذب آن دانسته شده است. سوم- آنچه صدق و كذب آن معلوم نگردد.
بعضى بر اين تقسيم اعتراض كرده و گفتهاند: هر خبرى كه صدق آن معلوم نگردد قطعا كذب است و فساد آن آشكار است.
در اصطلاح اصوليان، خبرى كه از پيامبر (ص) رسيده باشد، سه قسم است: اول- خبر متواتر، و آن خبرى است كه بر زبان مردم جارى باشد و بر كذب آن توافق نداشته باشند.
دوم- خبر مشهور، و آن خبرى است كه يك نفر از پيامبر (ص) شنيده باشد و مردم ديگرى از آن مردم، تا برسد به كسى كه خبر مورد بحث اوست. خبر مشهور موجب اطمينان و رجحان است اما قوت آن به اندازه خبر متواتر نيست.
سوم- خبر واحد، و آن خبرى است كه يك نفر يا دو نفر آن را بطور تصاعدى روايت كرده باشند. خبرى كه متواتر و مشهور نباشد، تعداد راويان آن مورد توجه نيست و بدون اينكه يقينا معتبر باشد، مىتوان بر اساس آن عمل كرد.
خبرى منسوب به خبر است. از موارد استعمال آن، تركيب خبرى است. تركيب خبرى چيزى است كه مىتوان در مورد صدق يا كذب آن حكم كرد. «اما آنچه از قبيل