فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢١٧ - ب- معنى خاص
امور مجرد، و ميل به وحدت بخشيدن و نظم و ترتيب دادن به امور و درك ربط منطقى آنهاست. بنا بر اين عقل علمى، عقل تحليلى، و عقل فلسفى عقل تركيبى است.
زبانى كه بتواند فكر بنيادى را از لواحق آن جدا كند و از اين لواحق با الفاظ مشخص و معيّنى تعبير كند و آنها را در نظام منطقى مشخصى نظم و ترتيب دهد، زبان تحليلى ناميده مىشود، و زبانى كه لفظ مجردى را براى دلالت بر تعدادى معانى به كار برد، و براى تغيير دادن دلالت اين لفظ، لفظ ديگرى به كار برد، زبان تركيبى ناميده مىشود. به اين جهت است كه زبانهائى كه اعراب دارند، تركيبىتر از زبانهائىاند كه متكى بر حروفاند. و به همين جهت است كه صرف افعال، با افعال مستعد و مناسب، تحليلىتر است از صرف با افعالى كه حروفى بر آنها افزوده شده است.
تحليلات (آنالوطيقا)
فارسى/ تحليلات
فرانسه/Analytiques
انگليسى/Analytics
تحليلات در اصطلاح ارسطو به معنى منطق صورى است و بر دو قسم است: تحليلات اولى كه شامل تحليل قياس است و تحليلات ثانوى كه شامل شرايط شناخت علمى و برهانى است. كتاب قياس و كتاب برهان بر روى هم جزء سوم منطق ارسطو را تشكيل مىدهند كه ارغنون يا ابزار ناميده مىشود.
تحليل النفسى
فارسى/ روانكاوى
فرانسه/Psychanalyse
انگليسى/Psychanalysis
روانكاوى از اصطلاحات تازهايست كه فرويد آن را به عنوان يكى از روشهاى معالجه بيمارىهاى روانى پيشنهاد كرده است.
از آن پس، اين يكى از اصطلاحات متداول روانشناسى جديد شده است، حتى به تمام روشهاى معمول در مورد تحقيق در افعال نفسانى آگاهانه يا ناخودآگاه، اطلاق مىشود.
شايد برترين هدف روانكاوى احاطه به جهان ناخودآگاه زندگى و كشف گرههاى پنهان و عقدههاى روانى در شعور انسان است. اين عقدههاى پيچيده ناشى از اميال سركوفته و خاطرات فراموش شده و انديشهها و افكار درگير جدال است كه اضطرابات مختلف روحى و جسمى را به وجود مىآورد. بهترين وسيله معالجه بيمار روانى، آگاهانيدن او از اين عقدههاى روانى و ظاهر كردن اين عقدهها از ظلمت ناخودآگاه به نور خود آگاه و شعور از طريق پرسشهاى مستقيمى است كه به او القا شود. و نيز تفسير بعضى از سخنان ناخودآگاه و حركات غير ارادى او و تفسير بعضى از خوابهاى اوست. خلاصه روش فرويد در روانكاوى مبتنى بر اصول زير است:
١- تداعى انديشههاى آزادى كه در ذهن بيمار پنهان است، از طريق بازگرداندن خاطرات فراموش شده.
٢- تحليل خوابهاى بيمار و تفسير اشكال گوناگون و رموز و اسرار آن.
٣- واگذارى كه عبارت است از علاقه و ارتباطى كه بين بيمار و پزشك روانكاو به وجود مىآيد، از قبيل دوستى، اعتماد و شگفتى (واگذارى ايجابى) و بىميلى و دشمنى (واگذارى سلبى).
تأويل خوابها اثر شديدى در ابراز مرحله اساسىاى دارد كه نيروى جنسى در توليد عقدههاى روانى متكى بر آن است.
مهمترين مفاهيم نظريه روانكاوى پنجتاست كه عبارت است از: ١- مكنونات روان يعنى (او) و (من) و (من عالى) ٢- نهان و خفا ٣- ناخودآگاه ٤- عقده روانى ٥- ساز و كار (مكانيسم) دفاع (رجوع كنيد به هو، انا، كبت، لا شعور، عقده).
تحكّمى
فارسى/ خودسرانه
فرانسه/Arbitraire
انگليسى/Arbitrary
لاتين/Arbitrarius
تحكّم در كار به معنى استبداد و به ميل خود كار كردن،